تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
وبردى است ، تابستانى گرم دارد . بيشتر مردمش از بنى جعفرند . حوراء : بندر خيبر است ، دژ وربضى آباد وبازارى نيز سمت دريا دارد . خيبر : شهري محصّن همچون مروه است . جامعي خوب دارد ، درى كه أمير المؤمنين آن را از جا بر كند در آنجا است . اين جا ومروه وحورا شهركهاى خيبر هستند . قرح : ناحيتي است كه وادى القرى خوانده مىشود [ شامي وحجازي است ] در حجاز امروز پس از مكة شهري مهمتر وآبادتر ، پر جمعيت‌تر ، با بازرگانانى سرمايه‌دار از آن نيست . باره‌ئى استوار دارد كه بر سر آن دژى است [ كه سه در ويك خندق دارد ] * ديه‌ها ونخلستان‌ها پيرامن آنست . خرماى ارزان ، نان خوب ، آب فراوان ، خانه‌هاى زيبا وبازارهاى گرم دارد . خندق وسه دروازهء آهنين بر آن دارد . جامع آن در كوچه‌ها است در محراب آن استخوانى [ از گوسفندى ] هست كه گويند : به پيغمبر گفته بوده است : مرا مخور ، كه زهرآگين هستم « 1 » ! . شهري شامي ، مصرى ، عراقي ، حجازي است ، ولى آب ايشان سنگين ، خرمايشان متوسط [ واز دست قرمطيان خسته‌اند ] گرمابهء ايشان بيرون شهر است ، بيشتر مردم يهودىاند . حجر : كوچك وداراى بارو با چاه‌ها ، كشتزارها است . مسجدى نيكو ونزديك بالاى تپه همچون يك صفه دارد كه در سنگ كنده شده
هامش
( 1 ) متن : لا تاكلنى فانا مسموم .