وپنج ذراع است . گويند : وليد به پادشاه روم نامه نوشت كه ما مىخواهيم مسجد پيامبر خود را بسازيم از كارگر وفسافس به من كمك كنيد ! پس أو چند پشته بار « 1 » وبيست واند كارگر كه ده تن در ميان ايشان يكصد وهشتاد هزار دينار ارزش داشتند . پس چون مسجد را براي ايشان خالى كردند يكى از ايشان گفت : بر گور پيامبر ايشان بشاشم « 2 » پس چون شلوار را باز كرد در همان حالت بجاى خود خشك شد ! .
دربارهء ترتيب قبرهاى پيغمبر ودو يار أو اختلاف هست ، يك روايت مىگويد : پشت سر پيغمبر ، أبو بكر وپشت سر أو عمر است .
در روايت مالك بن انس : پيغمبر در باختر خانه است وجلو أو باز است ، پشت پيغمبر نيز أبو بكر است وپس از جاى باز عمر است . اين جاى باز نزد عمر عبد العزيز ياد شد وأو خود را شايسته آن جا ندانست ، مىگويند عيسى در آنجا دفن خواهد شد . أبو بكر محمد بن علي فقيه ساوه براي من حديث كرد كه محمد بن هلال شاشى از محمد بن إسحاق ، از يونس از محمد بن إسماعيل بن أبي فديك « 3 » از عمرو بن عثمان از قاسم [ بن محمد بن أبي بكر ] نقل كرد كه : بر عايشه وارد شدم وگفتم : مادر ! قبر پيغمبر ودو يارش را بما نشان ده ! أو سه قبر بمن نشان داد ، كه نه بلند بود ونه به زمين چسبيده بود ، بر زمين سرخ فأم پست پهن شده بودند ، گور پيغمبر را ديدم كه در پيش است وأبو بكر بالاى سر أو * طورى بود كه دو پايش روى دو شانهء پيغمبر بود وسر عمر نزد دو پاى پيغمبر [ ودر
هامش
( 1 ) سمهودى : 139 ( دخويه ) .
( 2 ) داستان شاشيدن « در اخبار المدينهء » ابن نجّار ص 102 طور ديگر آمده است .
( 3 ) سمهودى : 150 ( دخويه ) وابن سعد 3A. 149 : 10 .