تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
يكديگر سنگ انداختند و سرانجام ابو عامر و يارانش پشت به جنگ دادند و گفته شده است كه بردگان جنگ نكرده‌اند و قريش به آنان فرمان داده بودند كه فقط از اردوگاه پاسدارى كنند . واقدى مى گويد : پيش از آنكه دو گروه با يكديگر برخورد كنند زنان مشركان جلو صفهاى ايشان دايره زنگى و طبل مى زدند و سپس به پشت صفها برگشتند . همين كه مشركان به مسلمانان نزديك شدند زنها عقب رفتند و پشت صفها قرار گرفتند و هر مردى را كه پشت به جنگ مى داد تحريض مى كردند كه برگردد و كشته شدگان بدر را فرايادشان مى آوردند . قزمان كه از منافقان مدينه بود از شركت در جنگ احد خوددارى كرده بود ، فرداى آن روز - صبح شنبه - زنان بنى ظفر او را سرزنش كردند و گفتند : اى قزمان همهء مردان به جنگ رفتند و تو باقى ماندى ، از آنچه كردى شرمگين نيستى آزرم كن كه گويى تو زنى كه همهء قوم تو بيرون رفته‌اند و تو باقى مانده‌اى و شروع به حفاظت و تيمار او كردند . قزمان كه معروف به شجاعت بود به خانهء خود رفت كمان و تير دان و شمشير خود را برداشت و شتابان بيرون رفت . هنگامى به پيامبر ( ص ) رسيد كه آن حضرت سرگرم مرتب كردن صفهاى مسلمانان بود . او از پشت صفها آمد و خود را به صف اول رساند و در آن جاى گرفت . او نخستين كس از مسلمانان بود كه تير انداخت . تيرهايى كه او مى انداخت همچون نيزه بود و هر تيرى كه مى انداخت همچون شتر فرياد و نعره مى كشيد و سپس دست به شمشير برد و كارهايى برجسته انجام داد و سرانجام خود كشى كرد و پيامبر ( ص ) هر گاه از او نام مى برد ، مى فرمود : از دوزخيان است . گويد : چون مسلمانان روى به گريز نهادند او نيام شمشير خود را شكست و مى گفت : مرگ پسنديده‌تر از گريز است . اى اوسيان شما هم براى حفظ تبار خود جنگ كنيد و همين گونه كه من رفتار مى كنم رفتار كنيد . گويد : او با شمشير كشيده خود را ميان مشركان مى انداخت . آنچنان كه مى گفتند كشته شد دوباره آشكار مى شد و مى گفت : من جوانمرد قبيلهء ظفرم و هفت تن از مشركان را كشت و زخمهاى بسيار برداشت و بر زمين افتاد . در اين هنگام قتادة بن نعمان از كنارش گذشت و او را صدا زد و گفت : اى ابو الغيداق قزمان گفت : گوش به فرمانم . قتاده گفت : شهادت بر تو گوارا باد . قزمان گفت : اى ابو عمرو به خدا سوگند من براى دين جنگ نكردم ، بلكه فقط براى حفظ خودمان كه ديگر قريش آهنگ ما نكند و كشتزار ما را پايمال نسازد . گويد : چون زخمهايش او را آزار مى داد خود را كشت . و پيامبر ( ص )
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 198 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى