چنين خطور كرده است كه هر كس از كار حرام براى به دست آوردن رضايت خدا منصرف شود خداوند گناهش را مى آمرزد و هر كس يك بار بر من درود فرستد خداوند و فرشتگانش بر او ده بار درود مى فرستند . هر كس ، چه مسلمان و چه كافر ، نيكى كند مزدش بر عهدهء خداوند است كه در اين جهان يا آن جهان پرداخت خواهد شد . و هر كس به خدا و روز رستاخيز گرويده است بر اوست كه در نماز جمعه حاضر شود ، بجز كودكان و زنان و بيماران و بردگان . و هر كس خود را از نماز جمعه بى نياز بداند خداوند از او بى نيازى مى جويد و خداى بى نياز ستوده است . هيچ كارى را نمى دانم كه شما را به خداوند نزديك كند مگر اينكه آن را به شما گفتهام كه به آن عمل كنيد و هيچ كارى را نمى دانم كه شما را به دوزخ نزديك كند مگر اينكه شما را از آن باز داشتهام ، همانا جبريل امين ( ع ) بر روح من القاء فرموده است كه هيچ كس نمى ميرد مگر اينكه به كمال روزى خود مى رسد و هيچ چيز از آن كاسته نمى شود هر چند دير انجام پذيرد . اينك از پروردگار خويش بترسيد و در طلب روزى خود پسنديده اقدام كنيد و دير رسيدن روزى شما را بر آن وادار نكند كه با سرپيچى از فرمان خدا در طلب آن برآييد كه به نعمتهايى كه در پيشگاه خداوند است نمى توان رسيد جز به فرمانبردارى از او .
و خداوند حلال و حرام را براى شما روشن فرموده است ، البته ميان حلال و حرام امورى محل شبهه است كه بسيارى از مردم آن را نمى دانند مگر كسانى كه در پردهء عصمت قرار گيرند . هر كس آن امور شبههناك را ترك كند دين و آبروى خويش را حفظ كرده است و هر كس در آن بيفتد همچون چوپانى است كه كنار قرقگاهى است و ممكن است در آن منطقه ممنوعه بيفتد و مرتكب گناه شود . و هيچ پادشاهى نيست مگر اينكه او را قرقگاهى است و قرقگاه خداوند كارهايى است كه آنها را حرام فرموده است . هر مؤمنى نسبت به مؤمنان ديگر چون سر نسبت به پيكر است كه چون به درد آيد همهء بدن به خاطر آن به درد مى آيد و سلام بر شما باد .
واقدى مى گويد : ابن ابى سبرة از خالد بن رباح از مطلب بن عبد الله براى من نقل كرد كه نخستين كسى كه آتش جنگ را ميان دو گروه برافروخت ابو عامر بود كه نام اصلى او عبد عمرو است . او با پنجاه تن از قوم خود كه همراهش بودند و گروهى از بردگان قريش پيش آمد و بانگ برداشت كه اى اوسيان من ابو عامرم . افراد قبيله اوس گفتند : درود و خوشامد بر تو مباد اى تبهكار . گفت : پس از رفتن من بر سر قوم من شر و بدى رسيده است . گويد : بردگان مردم مكه هم با او بودند ، آنان و مسلمانان ساعتى به
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٩٧