تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
كالاها را به فروش و سودش را كنار بگذار . شمار شتران آن كاروان هزار شتر بود و ارزش اموال پنجاه هزار دينار . قريش معمولا در بازرگانى خود از هر دينار يك دينار سود مى برد و مقصد بازرگانى ايشان در شام ، غزهّ بود و از آن به جاى ديگر نمى رفتند . ابو سفيان كالاهاى خاندان زهره را به بهانه اينكه آنان از ميان راه جنگ بدر برگشته‌اند توقيف كرده بود . ابو سفيان آماده پرداخت اموال خاندان مخرمة بن نوفل و اعقاب پدرى او و خاندان عبد مناف بن زهره بود ولى مخرمة از پذيرش آن خوددارى كرد ، مگر اينكه همه اموال بنى زهره پرداخت شود . اخنس هم اعتراض كرد و گفت : چرا بايد از ميان همه فقط كالاهاى بنى زهره تسليم نشود . ابو سفيان گفت : چون ايشان از همراهى با قريش برگشته‌اند . اخنس گفت : اين تو بودى كه به قريش پيام فرستادى برگرديد كه ما كاروان را از خطر رهانديم و بيهوده بيرون نرويد ، و ما برگشتيم ، و بدين گونه بنى زهره اصل سرمايهء خويش را گرفتند . برخى از مردم مكه هم كه ناتوان بودند و عشيره و حمايت كننده‌اى نداشتند تمام سرمايه و سود خود را گرفتند . واقدى مى گويد : اين مسأله نشان مىدهد كه آن قوم فقط سود سرمايه خود را براى هزينه لشكر كشى پرداخته‌اند و خداوند در مورد ايشان اين آيه را نازل فرموده است : « همانا آنان كه كافرند مالهاى خود را هزينه مى كنند كه از راه خدا باز دارند . . . » تا آخر آيه . واقدى مى گويد : چون تصميم به حركت گرفتند ، گفتند : ميان اعراب مى رويم و از ايشان يارى مى جوييم كه پرستندگان بت منات از فرمان ما سرپيچى و از يارى ما خوددارى نمى كنند ، آنان از همه عرب پيوند خويشاوندى ما را بيشتر رعايت مى كنند و از احابيش - هم پيمانان قريش از قبيله قاره - وفادارتر و فرمانبردارترند . و بر اين عقيده شدند كه چهار تن را براى دعوت اعراب بفرستند و آنان ميان قبايل بروند و از ايشان يارى بجويند . عمرو بن عاص و هبيرة بن وهب و ابن زبعرى و ابو عزه جمحى را نامزد اين كار كردند . ابو عزه نپذيرفت . و گفت : محمد در جنگ بدر بر من منّت نهاده است و من هم سوگند خورده و پيمان بسته‌ام كه هرگز دشمنى را بر ضد او يارى ندهم . صفوان بن اميه پيش او رفت و گفت : براى انجام اين كار برو . او نپذيرفت و گفت : من در جنگ بدر با محمد پيمان بسته‌ام كه هرگز دشمنى را بر ضد او يارى ندهم و من بايد به پيمانى كه با او
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 179 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى