اين شهرهاست كه برخى از خبرهاى آن را بر تو حكايت مىكنيم . در حقيقت ، پيامبرانشان دلايل روشن بر ايشان آوردند ، اما آنان به آنچه قبلا تكذيب كرده بودند ، [ باز ] ايمان نمىآوردند ، اينگونه خدا بر دلهاى كافران مهر مىزند * و در بيشتر آنان عهدى استوار نيافتيم و بيشترشان را جدّا نافرمان يافتيم .
همچنين مىفرمايد :
وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
« 1 » و
وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ
« 2 » .
با مقايسهى مفاد دو آيهى شريفهى پنجم سورهى مباركهى قصص و يكصد و پنجم سورهى مباركهى انبياء و در نظر داشتن ذيل آيهى شريفه پنجاه و ششم سورهى مباركهى نور ، اين مطلب به روشنى فهميده مىشود كه صلحا و مؤمنان حقيقى همواره در طول تاريخ به وسيلهى متفرعنان هواپرست و مترفان مستكبرى كه اهرمهاى اقتصادى و ابزارهاى سياسى و نظامى را در دست دارند ، به استضعاف كشيده مىشوند . در شرايط ناعادلانهى نبرد بىپايان جبههى حقّ و باطل ، و در وضعيت شكنندهى اقلّيت عدّى و عدّى « 3 » حزب خداجويان ، تنها عامل پايدارى بخش و استقامتزا ، براى اهل حق ، « اميد » به نصرت و وعدهى الهى است ، همو كه فرمود :
فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
« 4 » .
اگر پيكارگران موحّد و ظلم ستيز ، عنصر توانبخش و انرژىزاى « اميد » را از صحنهى محاسبات خود حذف كنند ، انگيزهاى براى ادامهى اين جهاد مقدس نخواهند داشت . زيرا پافشارى را در مسيرى كه به شكست منتهى مىشود ، غير عقلانى مىيابند . « 5 »
به راستى ، چرا خداوند حكيم مىفرمايد :
إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ
« 6 »
هامش
( 1 ) . حجر / 11 .
( 2 ) . يوسف / 103 .
( 3 ) . اين شرايط سخت در حديث « لوح فاطمه » سلام الله عليها كه حديث قدسى مفصّلى است ، تشريح شده است . براى اطلاع بيشتر ر . ك : موسوعة الكلمة / آيت الله شهيد سيد حسن شيرازى / ج 1 / ص 119 به نقل از : عيون الأخبار ، المجالس شيخ طوسى ، مشارق انوار اليقين رجب حافظ برسى و الكافى .
( 4 ) . مائده / 56 .
( 5 ) . نگاه كنيد به : فرهنگ انقلاب اسلامى / شهيد دكتر محمد جواد باهنر / صص 346 - 349 .
( 6 ) . يوسف / 87 .