به برجستگى موجود در محل عارى از گوشت زانو « 1 » منتهى مىگردد و بدان مىچسبد ، و به وسيله ( وتر ) اين ماهيچه استخوان ساق به سوى بالا كشيده مىگردد ، در حالى كه گام را نيز ( با اين حركت ) به طرف كنج ران « 2 » متمايل مىگرداند .
سه ماهيچه ديگر ( خم كننده ساق ) عبارتند از :
2 . ماهيچه داخلى ساق
3 . ماهيچه خارجى ساق
4 . ماهيچه ميانى ساق
ماهيچه خارجى و ماهيچه ميانى ، استخوان ساق را با اريبى به سمت خارج پا خم مىگردانند ، و ماهيچه داخلى ساق را با اريبى به سمت داخل خم مىگرداند .
رويشگاه ماهيچه داخلى ، قاعده استخوان سرين مىباشد ، سپس به صورت اريب از پشت ران عبور نموده تا به محل عارى از گوشت ساق در جانب داخلى آن مىرسد و بدان مىچسبد ، رنگ اين ماهيچه به سبزى متمايل است . « 3 »
رويشگاه دو ماهيچه ديگر ( خارجى و ميانى ) نيز از قاعده استخوان سرين مىباشد ،
جز اين كه اين دو ماهيچه به اتصال به بخش عارى از گوشت جانب خارجى ساق
متمايل مىباشند . « 4 »
5 . در مفصل زانو ماهيچهاى قرار دارد كه گويا در محل تا شدن زانو پنهان شده است ، عمل آن چون ماهيچه ميانى مىباشد . « 5 »
اين گمان وجود دارد كه آن بخش از ماهيچه بازكننده مضاعف كه از خارِ خاصره رويش مىيابد ، چه بسا غير مستقيم باعث خم شدن زانو گردد ، و از محل اتصال اين دو « 6 »
هامش
( 1 ) آملى مىگويد : در اين عبارت تساهل ديده مىشود زيرا محل عارى از گوشت از مفصل زانو نمىباشد بلكه ابتداى استخوان ساق پايين زانو مىباشد . ( شرح آملى ، ص 292 )
( 2 ) قرشى مىگويد : مقصود كنج رانِ پاى ديگر ( نه پاى متحرك ) مىباشد . آملى مىگويد : نياز به اين توجيه نيست زيرا وقتى پا به سمت بالا مىآيد به سوى كنج ران پاى ثابت و متحرك هر دو متمايل مىگردد . ( شرح آملى ، ص 293 )
( 3 ) زيرا بافت گوشتى در آنجا اندك مىباشد و رشتههاى ليفى بر آن غلبه دارد .
( 4 ) لذا ساق را با گرايش به سوى خارج خم مىگردانند .
( 5 ) استخوان ساق را با ميل به خارج خم مىگرداند .
( 6 ) يعنى ماهيچه بازكننده ياد شده و ماهيچه پنهان شده .