( ماهيچههاى چرخاننده ران )
براى عمل چرخاندن استخوان ران دو ماهيچه مىباشند : يكى از بخش خارجى استخوان شرمگاه بيرون مىآيد و ديگرى از بخش داخلى آن ، اين دو ماهيچه يكديگر را به صورت اريب ملاقات مىكنند و در فرو رفتگى « 1 » نزديك به بخش خلفى زايده بزرگ « 2 » با هم جوش مىخورند و هرگاه يكى از اين دو ماهيچه به تنهايى استخوان ران را بكشد ، ران با اندكى باز شدن به سوى آن جهت متمايل مىگردد ؛ پس آن را بدان .
فصل بيست و هشتم : تشريح ماهيچههاى حركتى ساق و زانو
از ماهيچههاى « 3 » حركت دهنده مفصل زانو « 4 » سه عدد در بخش قدامى استخوان ران قرار داده شدهاند و آن بزرگترين ماهيچههاى قرار گرفته در خود استخوان ران ( نسبت به ديگر ماهيچههاى « 5 » آن ) مىباشد و عمل آنها باز كردن است .
1 . يك ماهيچه از اين سه ماهيچه مانند دو لايه ( از ماهيچه ) مىباشد « 6 » و براى آن ، دو سر وجود دارد ، يك سر آن از زايده بزرگ ، و سر ديگر آن از جلوى ران شروع مىگردد ؛ و داراى دو انتها نيز مىباشد : يك انتها از بافت گوشتى « 7 » كه پيش از وتر گرديدن به كشكك زانو متصل مىشود و ديگرى از بافت غشايى « 8 » كه به جانب داخلى از دو انتهاى ران
متصل مىشود .
هامش
( 1 ) حفره ركبى (Poplitealfossa) .
( 2 ) شارح آملى زايده بزرگ را در اينجا نزد محل تا شدن زانو مىداند ( شرح آملى ، ص 291 ) . بنا بر اين شايد مقصود از زايده ، تكمه اداكتور (Adductor tubercle) باشد .
( 3 ) زانو نيز داراى ماهيچههاى بازكننده و خم كننده مىباشد .
( 4 ) براى عمل باز كردن زانو پنج ماهيچه مىباشد .
( 5 ) بزرگترين ماهيچه نسبت به همين ماهيچهها نه بهطور مطلق زيرا پيش از اين گفته شد كه بزرگترين ماهيچه بدن ماهيچه بازكننده ران مىباشد .
( 6 ) نظريه جالينوس بر اين است كه در واقع دو ماهيچه مىباشند ، ليكن به خاطر مخالفت نكردن با گذشتگان آن را يك ماهيچه شماره كرده است .
( 7 ) تا تكيه گاهى براى زانو باشد .
( 8 ) تا تمام مفصل را بهطور كامل پوشش دهد .