مىشود و آن وتر پاشنه « 1 » است كه به استخوان پاشنه پيوند خورده است و در حالى كه به طرف خارج پا مايل است پاشنه را به سمت عقب مىكشد ، اين ماهيچه باعث ثبات گام روى زمين مىگردد .
3 . از ماهيچههاى پايين برنده ماهيچهاى است كه ماهيچه پيشين را كمك مىنمايد ، اين ماهيچه از سر نازك نى رويش مىيابد ، به رنگ بادنجانى است ، « 2 » و به طرف پايين سرازير مىگردد تا خودش بدون فرستادن وتر ، بلكه با بقاى بافت گوشتى خود به عقب پاشنه ، بالاتر از محل اتصال وتر ماهيچه پيشين ، متصل گردد ، هرگاه اين دو ماهيچه « 3 » يا وتر آن ، دچار آسيب گردد گام زمينگير مىشود . « 4 »
4 . ماهيچهاى كه از آن دو وتر منشعب مىگردد يك وتر استخوان گام را خم مىكند و وتر ديگر انگشت شست را باز مىنمايد ، زيرا منشأ اين ماهيچه از سر درشت نى جاى تلاقى آن با نازك نى مىباشد و از بين آن دو به طرف پايين سرازير مىشود و به دو وتر منشعب مىگردد . يك وتر به پايين مچ جلوى انگشت شست متصل مىگردد و به سبب اين وتر پايين آمدن گام ( و خم شدن آن ) انجام مىگيرد و وتر ديگر از بخشى
از اين ماهيچه به وجود مىآيد و از منشأ وتر نخست عبور مىكند و در اين صورت
وترى را به طرف مفصل اول از انگشت شست مىفرستد كه با گرايش به جانب داخل آن را باز مىنمايد .
5 . ماهيچهاى از سر خارجى استخوان ران رويش مىيابد كه به يكى از دو ماهيچه پاشنه متصل مىگردد سپس هنگامى كه موازى « 5 » با باطن استخوان ساق قرار گرفت از آن جدا مىگردد و وترى از آن مىرويد ( به سوى ساق و ) بخش تحتانى گام را مىپوشاند و
هامش
( 1 ) مچ پا در خلف با وتر كالكانئوس ( وتر آشيل -TendonAchille) مجاورت دارد . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 84 ) .
( 2 ) به دليل كمى رشتههاى ليفى آن و جالينوس آن را به رنگ آسمانجونى بيان مىكند .
( 3 ) زوج اول ( شماره 1 ) و ماهيچه كمكى آن ( شماره 2 ) .
( 4 ) از راه رفتن ناتوان مىگردد .
( 5 ) موافق با نسخه تهران و آملى ترجمه شد ، در نسخه جيلانى « جازت » مىباشد ، يعنى « از آن عبور نمايد » ، و در نسخه بولاق « حازت » كه صحيح آن جازت است .