طبيعت زمين سرد و خشك است ؛ يعنى به طبيعت خويش بدون اين كه علتى از خارج آن را تغيير دهد ، سردى محسوس و خشكى از آن پديدار مىشود .
وجود عنصر زمين ، در عالم هستى عامل ثبات و نگه دارى اشكال و هيأتها از فروپاشى مىباشد .
2 . آب ، جرمى يكسان كه جايگاه طبيعى آن سطح زمين و دربرگيرنده آن است ، و خود نيز دربرگرفته شده از سوى هوا مىباشد ؛ اين وضعيت تا زمانى مىباشد كه زمين و هوا در شرايط طبيعى و عادى خود قرار دارند ( كه اكنون با توجه به خشكى بخشهايى از زمين به لحاظ ايجاد شرايط زيستى ، هوا در بسيارى از مناطق به زمين متصل شده است . )
آب ( نسبت به هوا و آتش ) ، سنگينى نسبى دارد ، طبيعت آب ، سرد وتر است ؛
يعنى سرشت ذاتى آن به خودى خود و بدون اين كه علتى از بيرون با آن معارضه
كند ، سردى محسوس و حالت ترى از آن مشهود است . ترى در سرشت آب ، حالتى است كه به اندك سبب ( از گرمى ) به پراكندگى ، و يگانگى ، و شكل پذيرى سپس
رها كردن آن ، واكنش نشان مىدهد ( به سهولت هر شكلى را مىپذيرد و به سهولت آن را از دست مىدهد . )
نقش وجودى آب در عالم هستى ، ايجاد سلاست و روانى در سامان دهى
قالبهايى است كه در اجزاى آن ، شكل پذيرى و تصويركشى و تعديل اراده مىشود .
عنصرتر هر چند به آسانى قالبهاى شكلى را رها مىكند ، ولى به آسانى آن را مىپذيرد و عنصر خشك به سختى قالبها را مىپذيرد و در صورت پذيرش به دشوارى آن را
ترك مىكند .
پس آن گاه كه خشك باتر ، آميخته شود در تعامل بين آن دو ، خشك ازتر ، كشيدگى و شكل پذيرى آسان را فرامى گيرد وتر نيز قوام و تعديل ايجاد شده در خود را به قوت حفظ مىكند ، پس خشكى به كمك ترى از پراكندگى رها مىگردد ، و ترى به كمك خشكى از ريزش ، مصون مىماند .
قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: أبو علي سينا
ص٢٩٦