آموزش اوّل [ در تعريف علم طب و موضوعات آن ]
فصل اول : تعريف علم طب
طب ، دانشى است كه از آن ، حالات بدن انسان از لحاظ تندرستى و نبود آن ، شناخته مىشود و هدف از آن ، حفظ تندرستى موجود و تلاش براى بازگرداندن آن است هنگامى كه از دست مىرود .
خواننده مىتواند بر اين تعريف ، خرده گيرد و بگويد : طب به دو شاخه نظرى و عملى تقسيم مىگردد و شما در تعريف خود با به كارگيرى واژه « دانش » تمامى طب را در شاخه نظرى آن خلاصه نموديد !
در پاسخ مىگويم : برخى از صنعتها هر دو جنبه نظرى و عملى را دارا مىباشند ، حتى بخشى از فلسفه نيز چنين است ، علم طب نيز به اقتضاى خود دو شاخه نظرى و عملى دارد و غرض از اين تعبير در هر علمى ، چيزى است كه ما در اين گفتار در صدد تبيين آن در علوم ديگر نمىباشيم و تنها به بيان مقصود خود در علم طب بسنده مىكنيم .
مقصود ما از اين كه مىگوييم بخشى از طب ، نظرى و بخش ديگرى از آن عملى است ، اين نيست كه طب به دو بخش جداگانه تقسيم مىگردد ، يك بخش آموزش علم طب و بخش ديگر عملياتى و كاربردى ، چنان كه بسيارى از پژوهشگران در اين مورد چنين پندارى دارند ، بلكه طب ، فقط علم و دانش است كه به دو شاخه از طب تعلق دارد : بخش اول علم به قوانين و اصول ، و بخش دوم علم به شيوه عمل و كاربرد كه به بخش اول ، اطلاقِ علمى يا نظرى مىشود و به بخش دوم ، اطلاقِ عملى .
بنا بر اين مقصود از شاخه نظرى آن است كه آموزش آن تنها جنبه علمى دارد و ارتباطى به نحوه عمل ندارد ؛ به عنوان مثال در علم طب مىگويند : تبها بر سه گونهاند ، و يا مزاجها نه گونهاند .