پس معلوم شد شما امام نيستيد ؟ ! ( 1 ) حضرت رضا عليه السلام فرمود : چرا من امام نباشم ، گفت : براى اينكه تو فرزندى ندارى و امام بايد فرزندى داشته باشد كه پس از وى عهدهدار مقام امامت باشد .
حضرت رضا فرمود : به خداوند سوگند در آينده نزديك خداوند متعال به من فرزندى عطا خواهد كرد و در جاى من به امامت خواهد نشست ، حق را زنده و آشكار خواهد ساخت و باطل را محو و نابود خواهد كرد .
( 2 ) 9 - حمزة بن بزيع
( 3 ) 9 - حسن بن حسين خثعمى گويد : در محضر مبارك حضرت رضا عليه السلام گفتگو از حمزة بن بزيع پيش آمد ، امام عليه السلام براى او طلب رحمت كرد ، يكى از حاضران گفت : وى معتقد است كه پس از موسى بن جعفر امامى نيست . حضرت رضا بار ديگر براى او طلب رحمت كرد و فرمود : هر كس امامت مرا انكار كند مانند اين است كه امامت پدران مرا منكر گردد .
( 4 ) 10 - دعبل بن على خزاعى شاعر
( 5 ) 10 - ابو عمرو كشى گويد : دعبل بن على خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيد در هنگامى كه آن جناب در خراسان بود ، پس از اينكه در مجلس حضرت وارد شد عرض كرد : من قصيدهاى در بارهء شما سرودهام و با خود عهد كردهام كه او را نخست در محضر شما بخوانم .
امام رضا عليه السلام فرمود : قصيده خود را بخوانيد . وى ابتداء اين دو بيت را قرائت كرد :
الم تر أنى من ثلاثين حجة * أروح و أغدوا دائم الحسرات
أرى فيئهم في غيرهم متقسما * و ايديهم من فيئهم قصرات