تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
على بن الحسين ، محمد بن على ، جعفر بن محمد ، و مدتى از عصر موسى بن جعفر عليهم السلام .

( 1 ) 3 - احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى

( 2 ) 3 - عبد اللَّه بن مهران گويد : بزنطى گفت : خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيدم ، صفوان بن يحيى و محمد بن سنان هم با من بودند ، مدتى در خدمت آن جناب نشستيم ، و بعد حركت كرديم . فرمود : اى احمد شما بنشين ، من هم بار ديگر جلوس كردم ، امام عليه السلام با من شروع به سخن كرد . من مسائلي از آن جناب پرسيدم و او پاسخ ميداد ، تا مدتى از شب گذشت . هنگامى كه تصميم گرفتم از منزلش بيرون شوم ، فرمود : اى احمد ميروى و يا در اينجا ميمانى ، عرض كردم : قربانت گردم هرطور اراده فرمائى عمل خواهم كرد . فرمود : در اين جا باش اكنون همه مردم خوابيده‌اند و پاسبانان در شهر گردش ميكنند ، حضرت برخاست و به اطاق ديگرى رفت ، من وقتى كه ديدم امام از اطاق بيرون شدند سجده شكر به جاى آوردم ، و گفتم : حجت خداوند براى من ارزش قائل شد و مرا از ميان دوستان انتخاب كرد و در منزل خود نگاه داشت . هنوز در سجدهء شكر بودم كه ديدم با پاى خود مرا متوجه كرد و من برخاستم ، دست مرا گرفت و فشار داد و سپس گفت : اى احمد على عليه السلام به عيادت صعصعة بن صوحان رفت ، هنگامى كه از منزل او بيرون ميشد فرمود : اى صعصعه به برادرانت افتخار نكن كه من به عيادت شما آمده‌ام ، اينك از خداوند بترس و متوجه