تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
وارد حمام شدند ، ( 1 ) مردى از آن جناب درخواست كرد بدن او را دست بكشد ، حضرت رضا سلام اللَّه عليه درخواست او را اجابت فرمودند . در اين هنگام حضرت را به آن مرد معرفى كردند ، و او پس از اينكه امام عليه السلام را شناخت شروع به عذر خواهي كرد ، و ليكن امام رضا با سخنان خود دل او را آرام كرد و همچنين بدن او را دست ميكشيد . ( 2 ) 24 - و نيز روايت مىكند كه يكى از دوستان حضرت رضا عليه السلام هنگامى كه آن جناب را به ولايت عهدى انتخاب كرده بودند بسيار خوشحالى ميكرد و اظهار فرح و انبساط مىنمود . امام رضا به آن مرد فرمود : نزديك بيا ، هنگامى كه نزديك شد فرمود : خود را به اين چيزها مشغول نكن و خوشحال مباش ، اين ولايت عهدى به آخر نخواهد رسيد . ( 3 ) 25 - و نيز روايت كرده است كه حضرت رضا عليه السلام را در حالى كه دست مبارك خود را به طرف آسمان دراز كرده بود مشاهده كردند و آن جناب در اين حال مى گفت : پروردگارا تو ميدانى كه مرا باكراه وادار به پذيرفتن اين امر كردند خداوندا مرا مورد مؤاخذه قرار مده همانطور كه بنده و پيغمبر خود يوسف صديق را در پذيرفتن ولايت مصر مؤاخذه نفرمودى . ( 4 ) 26 - و نيز از اليسع بن حمزه نقل مىكند كه مردى خدمت حضرت رضا عليه السلام عرض كرد : اى فرزند رسول خدا من مردى از دوستان شما و پدرانت هستم ، من اينك از مكه معظمه برميگردم ، و زاد و توشه‌ام را تمام كرده‌ام ، و اكنون قدرت اينكه بتوانم يك منزل راه بروم ندارم ، و اگر ممكن باشد ما را تا ولايت خود برسانيد من در مملكت خود داراى مال و ثروت هستم و هر گاه به منزل خود رسيدم مبلغ مورد