( 1 ) عيسى بن على گفت : اينك پسر عمت جعفر بن محمد در حضور تو هست ، بفرست و در اين مورد با وى مشورت كن . راوى گويد : ابو جعفر منصور دنبال حضرت صادق ( ع ) فرستاد و عيسى خود جريان را با امام صادق در ميان گذاشت .
امام جعفر صادق ( ع ) نزد منصور آمد و فرمود : داود در برابر عطاياى خداوند سپاسگزارى كرد و ايوب گرفتار مصائب شد و صبر كرد ، و يوسف بعد از آنكه به سلطنت رسيد عفو كرد ، تو نيز امروز از اهل مدينه درگذر كه از نسل آنها هستى .
( 2 ) 15 - سليمان بن جعفر گويد : على بن عبيد اللَّه كه يكى از اولاد حضرت سجاد ( ع ) بود به من گفت : ميل دارم خدمت حضرت رضا ( ع ) برسم . گفتم : چرا خدمت آن جناب تا حالا نرسيدهاى ؟ گفت : عظمت و هيبت و جلال و شكوه وى مانع شده كه تا امروز خدمت وى برسم .
سليمان بن جعفر گويد : در اين ايام حضرت رضا ( ع ) مختصر كسالتى پيدا كردند ، و مردم از آن جناب عيادت مينمودند ، من على بن عبيد اللَّه را ملاقات كردم و گفتم : در اين روزها ميتوانى حضرت رضا را ملاقات كنى ، زيرا وى هم اكنون بسترى است و مردم دسته دسته از وى عيادت ميكنند ، و تو هم ميتوانى بعنوان عيادت از وى ملاقات كنى و به مقصود خود برسى .
راوى گويد : على بن عبيد اللَّه خدمت حضرت رضا ( ع ) رسيد و حضرت از وى بسيار تجليل و تكريم كرد و او را مورد لطف و احسان خود قرار داد .
على بن عبيد اللَّه از اين ملاقات بسيار خوشحال شد ، بعد از چندى على بن عبيد اللَّه كسالت پيدا كرد و حضرت رضا عليه السلام از وى عيادت كردند ، و ما هم در خدمت آن جناب بوديم .
حضرت در منزل وى مدتى جلوس فرمودند و پس از اينكه همه متفرق شدند از
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٦٧