تا نماز بگذاريم ، ( 1 ) و اين موضوع براى ما بسيار سخت و مشقتآور بود ، و من همواره آرزو ميكردم از منزل آن جناب بيرون شوم .
بعد از اين على بن موسى الرضا مرا به عبد اللَّه بن عباس صولى بخشيد ، هنگامى كه در منزل وى درآمدم بار ديگر به خوشى و لذت رسيدم ، و نعمتهاى فراوانى در اختيار ما قرار گرفت .
صولى گويد : اين جده ما بسيار زنى عاقل و فهميده و با سخاوت بود ، و در سال دويست و هفتاد در حالى كه صد سال از عمرش ميگذشت وفات كرد .
از حالات و خصوصيات حضرت رضا عليه السلام از اين زن سؤال ميكردند ، وى ميگفت : حضرت رضا از عود هندى و چينى بخور ميكرد ، و مشك و گلاب استعمال مىنمود ، و نماز صبح را در اول وقت اداء مىكرد .
و سپس سر خود را در سجده ميگذاشت تا هنگامى كه آفتاب بلند ميشد سر مبارك خود را از سجده برنميداشت .
بعد از اينكه از نماز و سجده خود فارغ ميشد ، جلوس ميكرد و مردم در خدمتش حاضر ميشدند ، و احتياجات خود را عرضه ميداشتند .
و گاهى هم بر مركب سوار ميشد و به اطراف و اكناف ميرفت ، و هيچ كسى قدرت نداشت در منزل آن حضرت و يا در حضورش صداى خود را بلند كند و با مردم بسيار نرم و آرام سخن ميگفت .
( 2 ) 8 - ابراهيم بن عباس گويد : من نديدم كه از حضرت رضا عليه السلام چيزى بپرسند و او نداند ، و همه سؤالات را پاسخ ميگفت ، و از او داناتر كسى را مشاهده نكردم و همه مطالب گذشته را ميدانست و از همگان اعلم بود .
مأمون همواره آن جناب را مورد سؤال و امتحان قرار ميداد و از هر چيزى از
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 56
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٥٦