[ باب سوم ] ( 1 ) مكارم اخلاق و خصوصيات حضرت رضا ( ع )
( 2 ) 1 - نادر خادم گويد : غلامان و خدمتگزاران حضرت رضا ( ع ) در خدمت آن جناب ميوه ميخوردند ، پس از اينكه سير شدند مقدار باقى مانده را بدور انداختند .
حضرت رضا ( ع ) فرمود : سبحان اللَّه ! اگر شما سير شديد و از بقيه ميوهها بىنياز شديد ، مردم كه از اينها بىنياز نيستند ، ميخواستيد بقيه را به نيازمندان بدهيد .
( 3 ) 2 - صفوان گويد : براى محمد بن خالد از حضرت رضا ( ع ) اذن ورود خواستم و به آن جناب اطلاع دادم كه وى به امامت شما اعتقادى ندارد و ليكن او در نظر دارد با ملاقات شما از عقيدهء خود در بارهء شما دست بردارد و به امامت شما معتقد گردد .
حضرت رضا ( ع ) فرمود : او را نزد من بياوريد ، محمد بن خالد خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد :
قربانت گردم من از حد خود تجاوز كردم و به جان خود ستم روا داشتم ، و بعضى گمان ميكردند كه محمد بن خالد از حضرت رضا عليه السلام عيبجوئى مىكند و سخنهاى ناروا ميگويد .
وى گفت : من از آنچه گفتهام استغفار ميكنم ، و دوست دارم عذر مرا قبول