وى ميپرسيد ، ( 1 ) و او نيز همه سؤالات مأمون را جواب ميداد .
حضرت رضا عليه السلام در سخنان خود هميشه از آيات قرآنى استفاده ميكرد و همه سؤالات را از قرآن پاسخ ميگفت ، و هر سه روز يك ختم قرآن ميكرد ، و مى فرمود : اگر بخواهم در كمتر از سه روز هم ميتوانم ختم كنم .
و ليكن من هر گاه آيهاى را قرائت ميكنم در آن تامل مينمايم ، و فكر ميكنم كه اين آيه در كجا و چه وقت نازل شده است ، و از اين رو هر سه روز يك بار قرآن را ختم مىكنم .
( 2 ) 9 - احمد بن على انصارى مىگويد : از رجاء بن ابى الضحاك شنيدم مىگفت مأمون مرا به مدينه منوره فرستاد تا على بن موسى الرضا عليهما السلام را به خراسان ببرم .
مأمون دستور داد او را از راه بصره و اهواز و فارس حركت دهم ، و از طريق قم عبور نكنم ، و فرمان داد شب و روز خودم از او محافظت نمايم ، تا وى را وارد مرو سازم .
من از مدينه تا مرو همواره با او بودم ، و تمام حركات و سكنات او را تحت مراقبت داشتم ، به خداوند سوگند از وى پرهيزگارتر احدى را نديدم .
او همواره در ياد خداوند بود و دائما به ذكر پروردگار مشغول ، و در همهء اوقات به ذكر او را دو اذكار مىپرداخت و بيش از همه از خداوند خائف بود .
على بن موسى هنگامى كه نماز صبح را اداء مىكرد ، در مصلاى خود جلوس مىكرد و مشغول تسبيح و تهليل و تكبير مىشد ، و بر جدش حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله درود مىفرستاد ، تا آنگاه كه آفتاب طلوع مىكرد .
سپس سرش را به سجده مىگذاشت و تا مقدارى از آفتاب گذشته سرش را از سجده برنمىداشت ، بعد از اين متوجه مردم مىشد و با آنان سخن مىگفت و
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٥٧