از جهت كشاورزى و عمران نيز بسيار با رونق بود .
( 1 ) دوازده قريه مزبور را آبان ، آذر ، دى ، بهمن ، اسفندار ، فروردين ، ارديبهشت خرداد ، تير ، مرداد ، شهريور ، و مهر ميگفتند ، و شهر بزرگ آنها اسفندار بود ، و در همين محل پادشاه آنان زندگى ميكرد ، كه به آن تركوذ بن غابور بن يارش بن سارن ابن نمرود بن كنعان فرعون ابراهيم عليه السلام مىگفتند ، و چشمه با درخت صنوبر در آن جا بود .
آن جماعت در هر دهكدهاى يك شاخه از آن درخت صنوبر را غرس كرده بودند ، و آن شاخه خود يك درخت بزرگى شده بود .
آنها آب آن نهر را بر خود حرام كرده بودند ، خود و چهارپايان از آن نميخوردند ، و هر كس مرتكب خلاف ميشد و از آن آب مىخورد او را ميكشتند ، و ميگفتند خدايان ما به اين آب بستگى دارند ، و كسى حق ندارد رشته حيات آنها را قطع كند ، و آنها از نهر بزرگ رس آب ميخوردند .
اصحاب رس در يكى از ماههاى سال در يكى از دهكدهها عيد داشتند و در آن دهكده اجتماع ميكردند و بر شاخههاى درخت صنوبر مقدارى حرير آويزان مينمودند كه در آن نقشها و صورتهاى گوناگونى بود .
سپس گوسفند و گاوى چند در كنار آن درخت ذبح ميكردند ، و آتش روشن مينمودند ، هنگامى كه دود آتش و گوشتها به آسمان ميرفت و آنها در اثر تراكم دود آسمان را مشاهده نميكردند ، با چهرههاى خود بر زمين افتاده و درختها را سجده ميكردند ، و با گريه و فرياد ميخواستند درخت از آنها راضى شود .
شيطان مىآمد و برگهاى درخت را حركت ميداد ، و مانند كودكان فرياد ميزد
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 536
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٥٣٦