( 1 ) در اين هنگام حدود و احكام باطل ميشد و حقوق مردم حفظ نميگرديد و بار ديگر جامعه گرفتار فساد ميشد .
سوم اينكه هيچ يك از اين دو امام و حجت در حكم و امر و نهى و خطابه بر ديگرى رجحان نداشت ، هر گاه مطلب چنين بود واجب بود كه هر دو نفر آنها ابتداء به سخن كنند ، و يكى از آنها حق نداشت قبل از رفيق خود سخنى بگويد ، زيرا آنان در امامت با هم مساوى بودند .
هر گاه براى يكى از آنها سكوت جايز بود ، براى دومى نيز جايز بود ، و هر گاه سكوت براى هر دو امام جايز ميشد حقوق و احكام باطل شده و حدود تعطيل ميگرديد و مردم بار ديگر بدون امام بودند .
اگر كسى بگويد : چرا جائز نيست امام از غير خاندان رسول باشد ، در جواب او گفته مىشود : علت عدم جواز در چند جهت است :
اول امام مفترض الطاعه بايد براى شناخت او دليلى باشد كه تا او را به خوبى معرفى كند ، و او را از غير خودش تميز دهد ، و اين دلالت همان خويشاوندى مشهور و وصيت ظاهرى مىباشد ، اين وصيت امام را از ديگران متمايز ساخته و مردم را به طرف شخص او هدايت مىكند .
دوم اگر امامت در غير خاندان رسول صلى اللَّه عليه و آله بود جايز بود كسانى كه پيغمبر نبودند بر پيغمبران برترى داشته باشند ، زيرا در اين صورت فرزندان رسول بايد متابعت از فرزندان دشمن رسول بنمايند ، مانند ابو جهل و ابن ابى معيط .
زيرا مخالفين عقيده دارند كه امامت به اولاد آنها منتقل مىشود در صورتى كه مؤمن باشند ، در اين صورت فرزندان رسول تابع و فرزندان دشمنان خدا و رسول متبوع خواهند بود ، در صورتى كه اولاد رسول به اين فضيلت سزاوارتر است .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٣٣٧