( 1 ) اين موضوع هيچ وقت انجام نميگرفت تا آنگاه كه براى مردم امين معين نميشد ، و آن امين مردم را از گرايش به فساد باز ميدارد و از تجاوز و تعدى و فساد مردم را منع مىكند ، و اگر چنين نبود هيچ كس از لذت و فساد دست نميكشيد و همواره منفعت خود را در نظر ميگرفت .
به همين جهت براى مردم نگهبانى مقرر شد تا آنان را از فساد باز دارد و حدود و احكام را در ميان مردم برقرار كند .
دوم ما همواره مشاهده ميكنيم كه ملتها و فرقهها بدون رهبر و پيشوا نميتوانند زندگى كنند ، و ناگزير است كه مردم در امور دين و دنياى خود امام و قائدى داشته باشند ، در حكمت حكيم جايز نبود كه خلق را واگذارد تا بدون رهبر زندگى كنند ، و قوام و ثبات جامعه جز به وجود امام امكان ندارد .
مردم با رهبر مىتوانند با دشمنان جنگ كنند و منافع را بين خود تقسيم نمايند ، و اجتماع خود را سر و سامان دهند و حق مظلوم را از ظالم بگيرند .
سوم اگر خداوند براى مردم امام و قيم و امين و حافظ معين نكند ، ملت و دين از بين رفته و سخن و احكام تغيير مىكند ، مبدعين در دين زياد و كم كرده و ملحدين در آن تصرف خواهند كرد ، و در جامعه اسلامى ايجاد شبهه خواهند نمود .
زيرا جامعه از نظر عقل و فكر ناقص هستند و نيازمند به مربى ميباشند ، مردم با يك ديگر در موضوعات اختلاف پيدا ميكنند و با اختلاف و تشتت آراء و اهواء جامعه خود را متلاشى ميكنند .
و اگر امام و رهبرى نبود جامعه فاسد ميشد و شرايع و سنن و احكام و ايمان تغيير پيدا ميكرد ، و مردم فاسد ميشدند .
اگر كسى بگويد : چرا جايز نيست در زمين دو امام باشد و اين دو امام در يك وقت با هم امام باشند ؟ .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 335
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٣٣٥