گردنش مانند نقره سفيد بود ، ( 1 ) بدنش معتدل و اعضايش متعادل بود ، نه لاغر و نه فربه .
شكمش برآمدگى نداشت و سينهاش پهن بود از اين جهت سينه و شكمش مساوى بودند .
بين دو شانهاش فاصلهاى داشت و استخوانهايش درشت بود .
هنگامى كه لباسهاى خود را از بدن بيرون ميكرد بدنش روشن و نورى داشت .
بين گلو و نافش با خطى از مو بهم متصل بود ، روى سينهها و شكم خالى از مو بود ، هر دو دستش پر مو و همچنين شانههايش مو داشت ، استخوانهاى دستش درشت بود .
از كفش جود و سخا جريان داشت ، و كفش خشن و درشت بود ، و پاهايش نيز همچنين درشت مىنمود .
تمام اعضاء و جوارحش معتدل و استخوانهايش در كمال اعتدال بود ، گودى كف پايش با زمين بيش از حد معمول فاصله داشت .
پاهايش زياد گوشت آلود نبود و از اين جهت آب در آن نمايان بود .
هنگامى كه پاهاى خود را از زمين بلند ميكرد يك مرتبه آن را از جايش حركت ميداد ، و چنان قدمها را آهسته برميداشت و به آرامى حركت ميكرد كه خيال مىشد متكبرانه راه ميرود با عجله و شتاب هرگز راه نمىرفت ، و هر گاه به طرف كسى توجه ميكرد با همه جهاتش متوجه آن كس ميشد .
ديدگانش همواره متوجه زمين بود ، و بيشتر نظرش بسوى زمين بود و كمتر متوجه آسمان مىشد ، تمام نگاهش از روى دقت بود ، و با هر كس برخورد ميكرد سلام مىنمود .
امام حسن ( ع ) فرمود : گفتم : از منطق آن حضرت اندكى سخن بگو ، گفت :
حضرت رسول ( ص ) همواره محزون بود و پيوسته فكر ميكرد .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 309
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٣٠٩