تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
روز خوشحالى من بود ، ( 1 ) خداوند متعال نخواست كه من روز خوشى داشته باشم ، و خوشى من فقط در لقاء خداوند است . ملك الموت روح حضرت سليمان را قبض كرد در حالى كه به عصايش تكيه داده بود . حضرت سليمان در حال تكيه دادن به عصا جانش از بدن برآمد ، مردم خيال ميكردند كه وى زنده است و بر عصا تكيه كرده ، مردم در بارهء سليمان اختلاف پيدا كردند . گروهى معتقد شدند كه سليمان اينك چند روز است بدون خواب و استراحت و خوردن و آشاميدن هم چنان زنده است ، شايد او خداوند ما است كه واجب شد بر ما او را عبادت كنيم و پرستش او را به جاى آوريم . گروهى گفتند : سليمان جادوگر است و او خود را متكى به عصا به ما نشان ميدهد تا ديدگان ما را سحر كند ، و حال اينكه چنين نيست . اهل ايمان گفتند : سليمان بنده خداوند است و پيغمبر او ، پروردگار كارهاى او را اداره مىكند ، پس از اينكه مردم در بارهء سليمان اختلاف كردند خداوند مورچه‌ها را فرمان داد تا عصاى او را بخورند . هنگامى كه موريانه وسط عصا را خوردند عصا شكست و سليمان با صورت بر زمين افتاد . جنيان از موريانه تشكر كردند كه به اين وسيله مرگ سليمان را اعلام كردند ، براى همين جهت است كه موريانه در سرزمين رطوبت زندگى مىكند و خداوند متعال به همين موضوع در قرآن مجيد اشاره كرده و فرموده :
فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ
يعنى