فلم تنفك من كبدى و مكرى * الى أن فاتك الثمن الربيح
فلو لا رحمة الجبار أضحت * بكفك من چنان الخلد ريح
( 1 ) 5 - عبد السلام بن صالح هروى گويد : به حضرت رضا ( ع ) عرض كردم :
يا ابن رسول اللَّه مرا خبر دهيد از درختى كه حضرت آدم و حوا از آن خوردند و آن درخت چه بود ؟ زيرا مردم در اين باره اختلاف كردهاند ، بعضى گويند : درخت گندم بوده و گروهى ميگويند : درخت حسد مىباشد .
امام ( ع ) فرمود : همه اين مطالب درست است .
گفتم : پس معنى اين اختلاف چيست و چگونه ميتوان اين موضوع را حل كرد ؟ .
فرمود : اى ابا الصلت درختهاى بهشت چند نوع ثمر را حمل ميكنند و مانند درختان دنيا نيستند ، درختى كه آدم از آن خورد هم گندم داشت و هم انگور .
پس از اينكه خداوند آدم را گرامى داشت و فرشتگان را امر كرد بر وى سجده كنند و او را در بهشت جاى داد ، آدم در نزد خود گفت : آيا خداوند بشرى بهتر از من آفريده است ، خداوند متعال قصد و نيت او را دريافت و گفت : اى آدم به ساق عرش بنگر .
هنگامى كه آدم به ساق عرش پروردگار نگريست مشاهده كرد در آنجا نوشته شده : « لا إله الا اللَّه ، محمد رسول اللَّه على بن ابى طالب امير المؤمنين و زوجه فاطمة سيدة نساء العالمين و الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة » .
آدم ( ع ) عرض كرد : خداوندا اينان چه افرادى هستند ؟
خداوند فرمود : اينان از ذريه تو هستند و از تو و جميع مخلوقات من بهترند اگر آنها نبودند من تو و بهشت و دوزخ و آسمان و زمين را خلق نميكردم .
اى آدم مبادا با ديدهء حسد به اينها بنگرى كه تو را از جوار خود بيرون