اين نوع تعصبات و حقكشىها در تاريخ زياد ديده مىشود .
( 1 ) ابو الفرج اصفهانى گويد :
حضرت رضا عليه السلام مريض شد و در همان مرض درگذشت ، وى قبل از مرگ خود از فضل بن سهل و برادرش حسن در نزد مامون سخن مىگفت ، و اعمال و كردار ناشايسته آن دو برادر را براى وى نقل ميكرد ، و مامون را از گرايش به آنان منع نموده و از تبعيت آنها باز ميداشت .
يكى از روزها على بن موسى مشاهده كرد مامون وضوء ميگيرد و غلامى بر دست او آب ميريزد ، على بن موسى گفت : در عبادت خداوند شريك مگير .
مامون همواره بر آن حضرت داخل ميشد .
يكى از روزها مامون اظهار سنگينى در بدن خود كرد و گفت : يا على بن موسى طعامى خوردهام و شايد از خوردن آن مريض شدهام .
على بن موسى همواره عليل بود تا درگذشت ، در علت درگذشت او اختلاف شده ، و در چگونگى مسموم شدن آن جناب ، و اينكه چگونه آن سم را نوشيد نيز اختلاف است .
محمد بن حمزه گويد : منصور بن بشير از برادرش عبد اللَّه بن بشير نقل كرده كه مامون به او دستور داد ناخنهاى دراز نگهدار و آنها را نچيند .
وى هم دستور مامون را مورد عمل قرار داد ، سپس چيزى كه شبيه به تمر هندى بود به او داد و گفت : اين را با دست خود به هم مخلوط كن ، او نيز همين كار را كرد ، بعد از اين جريان امام رضا عليه السلام داخل شد .
مامون گفت : حالت چگونه است ؟ .
حضرت رضا عليه السلام فرمود : اميدوارم حال من خوب باشد .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٢٠٥