( 1 ) ابن طقطقى گويد :
مأمون در امر خلافت مدتى فكر ميكرد ، او در نظر داشت خلافت را در اختيار مردى كه صلاحيت آن را دارد قرار دهد تا ذمه خود را مشغول نسازد - مأمون همين طور پنداشته بود .
وى ميگفت من در ميان بزرگان دو خاندان عباس و على در اين مورد مطالعه كردهام ، و كسى را شايستهتر و داناتر كه جامع همه شرائط باشد از على بن - موسى الرضا نديدهام .
مامون در اين باره عهدنامهاى تهيه كرد و با خط خود آن را امضاء نمود ، و على بن موسى الرضا را وادار كرد تا پيشنهاد او را قبول كند .
حضرت رضا ( ع ) ابتداء امتناع كرد و سپس قبول فرمود ، و در پشت نامه مامون با خط خود عهدنامه را امضاء فرمود و نوشت من براى امتثال امر مامون پذيرفتم در صورتى كه جفر و جامعه بر خلاف اين حكم ميكنند .
فضل بن سهل وزير مامون مقدمات امر ولايتعهدى را فراهم آورد و او بود كه خوبيهاى اين امر را براى مامون بازگو كرد .
مردم با على بن موسى بيعت كردند كه پس از مامون خليفه باشد ، مامون او را ملقب به « رضا » از آل محمد عليهم السلام نمود ، و دستور داد مردم لباسهاى سياه را از بدن درآورده و لباس سبز بپوشند .
اين جريان در خراسان انجام گرفت ، هنگامى كه عباسيان در بغداد از موضوع مطلع شدند ، و دانستند كه مامون اين عمل را انجام داده و خلافت را از عباسيان به علويان منتقل كرده و دست از لباس و شعار پدران خود برداشته ناراحت شدند و او را از خلافت خلع كردند .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 184
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص١٨٤