تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
شگفت انگيزترين امور است . پيامبر در حديثى كه به « طائر » معروف است مىفرمايد : « خدايا كسى را كه از همه مردم دوستتر دارى بفرست تا با من غذا بخورد » در اين هنگام على عليه السّلام وارد شد . « 1 » اين روايت در جمع ميان صحاح سته ثبت شده است . در كتاب خوارزمى از عبد اللَّه بن عباس آمده است : « ما با پيامبر بوديم كه فاطمه عليها السّلام گريان درآمد . رسول خدا سبب گريه‌اش را پرسيد و او پاسخ گفت : پدر ، حسن و حسين از امروز ناپديد شده‌اند و هر جا مىجويم ايشان را نمىيابم ، على نيز براى آبيارى از پنج روز پيش خانه را ترك گفته است . من در منازل شما پى فرزندانم گشتم و آنها را نيافتم . » پيامبر ، به ابو بكر ، عمر سلمان ، ابو ذر و چند تن ديگر فرمان جستجو داد . هفت نفر در پى يافتن پسران پيامبر برآمدند و آنها را نيافتند . رسول اللَّه سخت غمگين شد ، بر در مسجد ايستاد و گفت : « خدايا به حق دوستت ابراهيم و برگزيده‌ات آدم ، اگر فروغ چشمان و گوهر جانم در خشكى يا دريا هستند ، ايشان را پاس دار . » ناگاه جبرئيل فرود آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ، پروردگارت سلام دهد و گويد : غمگين مباش ، آن دو كودك كه سرور دنيا و آخرتند ، اكنون در بهشتند و فرشته‌اى را بر آنها گمارده‌ام كه در خواب و بيدارى حافظ ايشان باشد . پيامبر شاد شد . جبرئيل از راست و ميكائيل از چپ درآمدند و مسلمين از اطراف گرد آمدند تا به حظيره « 2 » بنى نجار وارد شدند . پيامبر فرشته موكل را سلام داد و به زانو درآمد . حسن دست در گردن حسين خفته بود . فرشته دو بال خويش را زير و روى ايشان نهاده بود . هر يك جامه‌اى از مو يا پشم بر تن داشتند و گياهى بر لبشان افتاده بود . پيامبر چندان نزد آنها ماند تا بيدار شدند . رسول خدا حسن را برگرفت و جبرئيل حسين را و از آن جايگاه بيرون آمدند . ابن عباس مىگويد : حسن و حسين را بر جانب راست و چپ پيامبر ديديم كه ايشان
هامش
( 1 ) . اين حديث به نزد مسلمانان از متواترات است و پيشتر برخى از مصادر آن را بيان كرديم . ( 2 ) . حظيره : خانه‌اى است كه قبيله‌اى در منطقهء خود مىساخته و براى مقاصدى از آن استفاده مىكرده است . ( م )