تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦

حديث ولادت حضرت صاحب الامر عليه السّلام

ابن بابويه رحمه اللّه بن سند خود نقل فرموده از موسى بن محمّد بن قاسم بن حمزه بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام و او از حكيمه خاتون دختر حضرت امام محمّد تقى عليه السّلام كه گفت : كس فرستاد به نزد من حضرت امام حسن عليه السّلام كه : اى عمه ! امشب روزه‌ات را نزد ما بگشا ، كه امشب شب نيمهء شعبان است ، پس به درستى كه حضرت اللّه - تبارك و تعالى - زود باشد كه در اين شب ظاهر گرداند حجّت را ، آنكه او حجّت خداست در زمين ، و معلوم مىشود كه بعد از رسيدن به خدمت آن حضرت ، حكيمه خاتون - سلام اللّه عليها - تكلّم به اين كلام فرموده كه : « فقلت له : من امّه » يعنى : گفتم به آن حضرت كه : مادر حجّت كيست ؟ آن حضرت فرمود كه : نرجس ، گفتم : خدا مرا فداى تو گرداند ! به خدا قسم كه نيست در او اثرى ( يعنى : نشانى از حامله بودن با او نيست ) ، آن حضرت فرمود كه : آنچنان است كه گفتم به تو ، ابن شاذان - عليه الرحمة - در اين مقام به اين عبارت از زبان حكيمه خاتون نقل فرموده كه : « فجئت اليها » ( يعنى : آمدم به نزد نرجس ) ، لفظ « اليها » در بعضى از نسخ « كمال الدّين » به نظر رسيد ، و در اكثر نسخ آن كتاب آن لفظ را نديدم . مجملا ، حكيمه خاتون مىگويد : « فلمّا سلّمت و جلست » يعنى : چون سلام كردم و نشستم ، پيش آمد كه موزه از پاى من بكشد ، گفت : اى بىبى من و بىبى اهل من ! ، چگونه شبانگاه كردى ؟ گفتم : تو بىبى من و بىبى اهل منى ! انكار قول من نمود و گفت : اين چيست كه مىگويى ، اى عمّه ؟ حكيمه خاتون فرمود كه : با او گفتم : اى دخترك من ! زود باشد كه عطا نمايد حضرت اللّه - تبارك و تعالى - به تو در اين شب پسرى را كه سيّد باشد در دنيا و آخرت ، پس خجل شد و شرم داشت و چون از نماز فارغ شدم ، روزه گشودم و به خوابگاه جاى گرفتم و بخواب رفتم ، چون نيمه شب رسيد برخاستم به نماز ، و چون