الخلفاء بعدى ، أئمة أبرار ، عدد أسباط يعقوب ، و حوارى عيسى ، فقلت : فسمّهم لى يا رسول اللّه ! قال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : أوّلهم و سيّدهم علىّ بن أبى طالب ، و بعده سبطاى الحسن و الحسين ، و بعدهما علىّ بن الحسين زين العابدين ، و بعده محمّد بن علىّ باقر علم النبيّين ، و بعده الصّادق جعفر بن محمّد ، و بعده الكاظم موسى بن جعفر ، و بعده الرّضا علىّ بن موسى ، الّذى يقتل بأرض الغربة ، ثمّ ابنه محمّد ، ثمّ ابنه على ، ثمّ ابنه الحسن ، ثمّ ابنه الحجّة القائم ، المنتظر فى غيبته ، المطاع فى ظهوره ، فإنّهم عترتى من لحمى و دمى ، علمهم علمى ، و حكمهم حكمى ، من آذانى فيهم فلا أنا له اللّه شفاعتى .
ترجمهء [ حديث سيزدهم ] :
سلمان فارسى - عليه الرّحمة - گفت كه : خطبه خواند بر ما رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و فرمود : اى گروه مردمان ! من رحلتكنندهام عن قريب ، و روانهشوندهام به مغيّب ، وصيّت مىكنم شما را دربارهء عترت خود كه نيكويى كنيد با عترت من ، و بپرهيزيد از بدعت ، به درستى كه هر بدعتى ضلالت است و لا محاله اهل ضلالت ، در جهنّماند ، اى گروه مردمان ! هر كس نبيند آفتاب را ، مىبايد چنگ درزند و متمسّك شود به ماه ، و هر كس گم كند و نيابد ماه را مىبايد كه متمسّك شود به فرقدين ، پس هرگاه گم كنيد و نيابيد فرقدين را ، پس چنگ درزنيد و متمسّك شويد به ستارههاى روشن بعد از من ، مىگويم مر شما را پس بدانيد كه قول من قول خداست ، پس مخالفت مورزيد با خدا در آنچه امر كرد شما را به آن ، و خدا مىداند كه من رسانيدم به شما آن چيزى را كه امر كرد به آن مرا ، و شاهد مىگيرم خداى را بر خود و شما ، سلمان گفت كه : چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از منبر به زير آمد ، از پى او رفتم تا داخل خانهء عايشه شد ، پس من در آمدم و گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد ! اى رسول خدا ! شنيدم كه فرمودى : هرگاه نيابيد آفتاب را متمسّك به ماه شويد ، و چون ماه نباشد ، متمسّك شويد به فرقدين ، و چون فرقدين ناپيدا شود ، متمسّك شويد به ستارهها ، گمان بردم كه در اين آشكار نگفتن