كه او را به برادرى و وصايت و خلافت و وزارت فراگيرم ، پس على از من است و من از عليم و او شوهر دختر من ، و پدر دو سبط من حسن و حسين است ، و بدانيد و آگاه باشيد كه حضرت اللّه تعالى مرا و ايشان را حجّتها گردانيده بر بندگان خود ، و مقرر فرمود از صلب حسين امامان كه بپاىدارند امر مرا .
جامع اين « اربعين » گويد : اين همان معنى است كه اين كمترين در كتاب « رياض المؤمنين » ذكر كرده كه : هر كار و مهمى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به آن قيام مىفرمايد ، امام نيز به آن اقدام مىنمايد ، فرق در ميان همين است كه ميان پيغمبر و خدا ، بشر واسطه نيست ، و ميان امام و خدا ، بشر ، كه آن پيغمبر است ، واسطه است ) [ و اين معنى از بسيارى از احاديث ظاهر و هويدا است كه : امر پيغمبر بعد از آن سرور متعلّق به ائمّهء هدى است - صلوات اللّه عليهم اجمعين ]
القصّه ، حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : خداوند عالميان مقرّر نمود كه آن امامان كه از صلب حسين باشند ، و امر مرا به پاى دارند ، و به امر من قيام نمايند ، و محافظت وصيّت من كنند ؛ نهم ايشان قائم اهل بيت من ، و مهدى امّت من است و شبيهترين مردمان است به من در شمايل و اقوال و افعال ، ظاهر خواهد شد بعد از غايب بودن دراز ، و حيرت مضلّه .
ظاهرا مراد آن است چنان كه مسموع گشته كه در زمان غيبت آن حضرت مردمان را حيرت دست دهد از بس غايب بودن آن حضرت به طول كشد ، به مرتبهاى كه آنهايى كه قلوب ايشان ممتحن به ايمان نباشد ، كار ايشان به ضلالت كشد .
بالجمله ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : پس حضرت مهدى آشكار سازد امر خداى را ، و ظاهر گرداند دين حضرت ربّ العالمين را ، و مؤيّد گردد به يارى كردن خدا ، و ملائكه نصرت نمايند او را ، و پر كند زمين را از عدل و داد ، آنچنان كه پر شده باشد از جور و جفا . و السّلام على من اتّبع الهدى .
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 490
مساهمون: مير لوحى
ص٤٩٠