روح است و جز اين نيست كه تشبيه در معانى است نه در غير معانى ( يعنى : هيچكس در معنى وحدانيّت با او شركت ندارد ) ، نعثل گفت : راست گفتى يا محمّد ! پس مرا خبر ده كه وصىّ تو كيست ؟ زيرا كه هيچ پيغمبرى نبوده الّا آنكه او را وصيّى بوده و پيغمبر ما موسى وصيّت كرد به يوشع بن نون ، آن حضرت فرمود كه : بلى خبر دهم تو را ، به درستى كه وصىّ و خليفهء من بعد از من على بن ابى طالب است و بعد از او دو سبط من حسن و حسين ، و به وصايت از پى حسين در مىآيند نه تن از صلب حسين كه ائمّهء ابرار و امامان نيكوكارند ، نعثل گفت : نام كن ايشان را ( يعنى : به نام ايشان را ذكر كن از براى من ) يا محمّد ! حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : بلى چون حسين درگذرد پسر او على وصىّ و خليفه باشد ، و چون مدت وصايت و خلافت على به نهايت رسد پسر او محمّد ، و چون مدت وصايت محمّد تمام شود پسر او جعفر ، و چون جعفر مدّت وصايت خود را بگذراند ، پسر او موسى ، و چون موسى ازين عالم مفارقت نمايد ، پسر او على ، و چون على رحلت كند ، پسر او محمّد ، و چون محمّد وفات نمايد پسر او على ، و چون على به آن جهان روى آورد ، پسر او حسن ، و چون حسن به عالم بقا متوجّه شود ، حجّة بن الحسن بن على ، ايشان دوازده اماماند به شمارهء نقباى بنى اسرائيل ، نعثل گفت : شهادت مىدهم كه نيست الهى الّا اللّه و شهادت مىدهم كه تو رسول و فرستادهء خدايى و شهادت مىدهم كه ايشانند اوصياء بعد از تو و به تحقيق كه يافتهام اين معنى را در كتب متقدّمه ، پس خبر ده مرا اى رسول خدا ! از وصىّ دوازدهم از جملهء اوصياى تو ، آن حضرت فرمود كه : او غايب خواهد شد تا نبينند او را و زمانى پيش آيد امّت مرا كه نماند از اسلام مگر اسم و از قرآن الّا رسم قرآن ، در آن هنگام رخصت دهد حضرت اللّه تعالى مر آن خليفهء مرا به خروج نمودن ، پس بلرزيد نعثل و برخاست از پيش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و در آن حال مىگفت : صلوات خدا بر تو باد اى بهترين پيغمبران ! و صلوات خدا باد بر اوصياى تو كه پاك و منزهند از عيبها و
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 478
مساهمون: مير لوحى
ص٤٧٨