لبيك ! اى پروردگار من ! خداوند عالميان فرمود كه : ما هيچ پيغمبرى به دنيا نفرستاديم كه منقضى شود ايّام حيات و روزگار نبوّت او الّا آنكه بپاىداشت به امر دعوت و بر جاى خود گذاشت براى هدايت امّت بعد از خود وصىّ خود را و به جهت نگاهبانى شريعت حجّتى را ، پس ما كه آفريدگار جهان و خداوند عالميانيم ، گردانيديم على بن ابى طالب را خليفهء تو و امام امّت تو ، پس حسن را ( يعنى : مقرّر گردانيديم كه بعد از امير المؤمنين خليفهء تو و امام امّت تو امام حسن باشد ) بعد از او امام حسين ، بعد از او على بن الحسين ، بعد از او محمّد بن على ، بعد از او جعفر بن محمّد ، بعد از او موسى بن جعفر ، بعد از او على بن موسى ، بعد از او محمّد بن على ، بعد از او على بن محمّد ، بعد از او حسن بن على ، بعد از او حجّت پسر حسن ، يا محمّد ! سر بالا كن ، چون سر بر آوردم ، انوار على و حسن و حسين و نه تن از اولاد حسين را ديدم و حجّت ( يعنى :
حضرت صاحب الزّمان ) در ميان ايشان مىدرخشيد كه گويا كوكب درخشنده بود ، پس حضرت اللّه تعالى فرمود كه : اينها خليفهها و حجّتهاى منند در زمين و خليفهها و اوصياى تواند بعد از تو ، پس خوشا حال كسى كه دوست دارد ايشان را و ويل و واى بر آن كسى كه دشمن دارد ايشان را .
و به غير اين دو حديث كه گذشت ، چندين حديث است از احاديث معراجيّه كه خداوند عالميان در آن سيّد انس و جان را به خلافت عترت طاهره اشارت فرموده .
اگر كسى گويد در يك شب چندين مرتبه آگاهانيدن براى چيست ؟ جواب آن است كه : شايد همه در يك شب واقع نشده باشد زيرا كه حديثى هست كه قضيهء معراج دو بار وقوع يافته و آن حديث را على بن ابراهيم بن هاشم در « تفسيرش » ذكر كرده ، امّا چون خالى از طولى نيست ذكر آن را موقوف مىدارد ، طالب اطلاع بايد كه به آن كتاب رجوع نمايد .
و ابن بابويه - رحمة اللّه عليه - در كتاب « خصال » حديثى روايت كرده كه صد و
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 472
مساهمون: مير لوحى
ص٤٧٢