و متابعت علماء ننموده ، با قصهخوانان دروغگوى كه از شياطين نفساند دوستى ورزند و متابعت آن غولان بيابان غوايت را وجههء محبّت سازند ، و از استماع اكاذيب و اباطيل ايشان به هيچ امر نپردازند ، و مع ذلك بر صرف قول آن فريبندگان كه از روى حقيقت هم دست ياران شيطانند از راه رفته با دشمنان اهل بيت عليهم السّلام از در محبّت درآيند ، و در دوستى مخالفان و معاندان عترت حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نهايت مبالغه نمايند ، امّا ناكسان كه با خدا مخالفت كنند چه باك خواهند داشت از مخالفت علماء ، و ظاهر است كه با قصهخوانان دروغگوى بودن و گوش به مزخرفات ايشان داشتن مخالفت است با خدا ، زيرا كه حضرت حق تعالى مىفرمايد كه :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
« 1 »
يعنى : « اى گروه گرويدگان ! بپرهيزيد از خداى تعالى و با راستگويان باشيد » ، ايشان با حضرت خداوند تعالى مخالفت نموده ، ترك صحبت علماء و فضلاء و مجالس مفسّرين و محدّثين كه اصحاب صدق و صواباند كرده ، با قصهخوانان دروغگوى به سر مىبرند ، عنان اختيار به دست آن ديو سيرتان آدمى صورت داده طريق دوزخ مىسپرند ، اگر به ديدهء تحقيق بنگرى دانى كه اين گروه نيند آدمى ، و دد و دامند ، انعامند به دام تزوير شياطين گرفتار آمده ، و در دامند به كمند فريب ابالسه در بند افتاده ، قال الحيرتى و نعم ما قال :
بو مسلم مروزىّ نادان * آن دام فريب قصهخوانان
نشناختهاى مه هدى را * منكر شده حقّ آل عمران
بستند بر او حكايتى چند * جمعى كه فروختند ايمان
دادند فريب ، ابلهان را * گشتند فريفتهء سفيهان
هامش
( 1 ) . سورهء توبه آيهء 119 .