او را به قتل رسانيد ؛ و بيشتر متروكات ابو مسلم در آن شهر بود ، تمام را به دست آورده ، در اندك روزى عدد لشكرش از صد هزار متجاوز شده تا نيشابور مسخّر كرد ، با مسلمانان كه در لشكرش بودند مىگفت كه : چون ابو جعفر [ دوانيقى ] قصد قتل ابو مسلم كرد ، ابو مسلم به صورت مرغ سفيدى شده پرواز نمود ، و با بعضى مىگفت كه : ابو مسلم خدا بود ، بر آسمان رفت ، و با مجوس مىگفت كه : مدّت دولت و اقبال مسلمانان منقضى شده است ، اكنون وقت ظهور و مقدّمه ملك ساسانيّه است ، دل خوش داريد كه به مكّه رفته ، آن ديار را ويران خواهم كرد و بر جاى كعبه آتشكده خواهم ساخت .
چون خبر استيلاى سنباد به ابو جعفر دوانيقى رسيد ، جمهور [ بن مراد ] عجلى را به جنگ او فرستاد ، در نواحى ساوه تلاقى فئتين دست [ داد ] ، جمهور لشكر سنباد را به تدبير منهزم ساخت ، و در آن واقعه هفتاد هزار كس از مردم سنباد تلف شدند ، سنباد پناه به والى طبرستان برد و حاكم آن ديار از او و مردمش « 1 » ديّارى نگذاشت .
و در سال صد و چهل و پنجم از هجرت ابو جعفر دوانيقى شهر بغداد را بنا كرد .
و در سال صد و چهل و هشتم ، آن ملعون فرمود تا زهر به حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام خورانيده ، آن جناب را شهيد كردند ، و آن سرور در بقيع مدفون گرديد .
فصل در ذكر شمّهاى از فضيلت زيارت علىّ بن الحسين و محمّد بن علىّ و جعفر بن محمّد :
« قيل للصّادق عليه السّلام : ما حكم من زار احدكم ؟ قال عليه السّلام : كان كمن زار رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم »
هامش
( 1 ) . نسخه : از آن گبران .