تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
مرادات بشرى در بهشت ثمرهء طاعت وى و معالم امتثال اوامر و نواهى وى . جحيم كه سجن عاصيان است و محبسهء مجرمان و معاندان و فاسقان به سبب عصيان وى است ، و اتباع انبياء و ترجيح حكم خدا بر هوا به وى باشد ، و آتش محرقه مبدله :
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها
وَ لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ
( نساء 59 ) يعنى هرگاه پخته شود پوست‌هاى ايشان بدل گردانيم ما ايشان را پوستى به غير آن آن دم ايشان راست پتكهء خشم از آهن زبانيه ، و سهم سياست :
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ
( حاقه 31 - 30 ) يعنى بگيريد او را پس غل كنيد و بعد از آن گرم كنيد در جحيم ، و شراب :
إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ
( كهف 28 ) يعنى اگر تشنه شوند آب خورند به آب كه همچون جسد مذاب است كه روىها را بريان مىسازد و بد شرابيست جسد مذاب كه انتقام عصيان است از ترك مأمورات و ارتكاب مناهى وى . پنجم اعلام است و الهام و ارشاد و نصب ادله و ازاحت علت به توحيد و عدل و نبوت و امامت و توابع آن ، و توفيق و تحصيل اين معانى :
ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ
( اعراف 41 ) يعنى و ما نمىبوديم كه راه مىيافتيم اگر نه خداى ما را راه نمودى . و منه قوله تعالى :
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
( علق 5 ) يعنى آموخت انسان را چيزى كه نمىداند . و منه قوله تعالى :
بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ
( يوسف 3 ) يعنى ما فرو فرستاديم به سوى تو اين قرآن را و اگر چه بودى پيش از اين از جمله غافلان . ششم تكليف است كه چون علم به معرفت ذات و صفات به تحصيل رسد حكيم تعالى كاره بود كه ساحت بنده معطل نمايد و بخرى فرو ماند « 1 » و شيطان گويد :
فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
( ص 83 ) بعزت تو سوگند كه گمراه گردانم همه ايشان را بر وى غلبه . پس حق تعالى وى را فارغ البال و خليع العذار « 2 » فرو نگذاشت :
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً
( قيمة 36 ) آيا گمان بردند انسان كه گذاشته شديد مهمل بلكه قيود تكليف در
هامش
( 1 ) - اشاره است به داستان عابدى از بنى اسرائيل كه عباداتش ملائكه را متحير كرده بود ، خدا ملكى را به صورت انسان پيش عابد فرستاد . ملك از او راجع به آن مكان سؤال كرد . عابد گفت : فقط يك عيب دارد و آن اينكه اگر خدا يك الاغى داشت علفهاى اينجا ضايع نمىشد . خدا به آن فرشته فرمود ثواب عبادات اين عابد به اندازه عقلش است . كافى 1 / 12 ( 2 ) - خليع العذار : حيوان بدون افسار را گويند ، گفتن و انجام دادن بىقيد و بند
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 34 | عماد الدين حسن بن علي الطبري