للمتقين ؛ به نام خداوند بخشنده مهربان ، [ نامهاى است ] از محمد رسول خدا به « مسيلمه » دروغگو . سلام بر پيروان هدايت . زمين متعلق به خدا است و به هر كس از بندگان صالح خود بخواهد واگذار مىكند و سرانجام نيك از آن پرهيزكاران است . « 1 »
زندگى نامهء اجمالى مسيلمه
وى از كسانى است كه در سال دهم هجرت به مدينه آمد و اسلام آورد . ولى پس از مراجعت به زادگاه خود ، ادعاى پيامبرى كرد و گروهى سادهلوح و احيانا متعصب به نداى او پاسخ گفتند . گسترش شخصيت او در « يمامه » نشانهء شخصيت واقعى وى نبود ، بلكه گروهى با اينكه مىدانستند كه او يك فرد دروغگو است ، دور او را گرفته و منطق آنان اين بود : « دروغ گوى يمامه بهتر از راست گوى حجاز است » . اين جمله را يكى از طرفداران مسيلمه ، وقتى گفت كه از او پرسيد : آيا فرشتهاى بر تو نازل مىشود ؟ گفت : آرى به نام « رحمان » . گفت : آن فرشته در نور است يا در ظلمت ؟ گفت در ظلمت . گفت : گواهى مىدهم كه تو كاذب و دروغ گويى ، ولى دروغ گوى قبيلهء ربيعه « يمامه » بهتر از راستگوى قبيله « مضر » « 2 » حجاز است .
آنچه مسلم است اينكه اين مرد ادعاى نبوت نموده و گروهى را به دور خود گرد آورده بود ، ولى هرگز ثابت نشده است كه وى در صدد معارضه با قرآن برآمده است و جملهها و آيههايى در متون تاريخى كه از او در مقام معارضه با قرآن نقل شده ، نمىتواند منطق و گفتار مرد فصيحى مانند « مسيلمه » باشد ، زيرا كه جملههاى عادى و سخنان ديگر او در غايت متانت و اتقان است . از اين نظر ، مىتوان گفت آنچه به او نسبت داده شده ، بسان جملههايى است كه به معاصر او « اسود بن كعب العنسى » - كه در « يمن » مقارن با ادعاى مسيلمه ، ادعاى نبوت كرد - « 3 » نسبت داده شده
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ص 600 - 601 . در تطبيق مضامين دو نامه ، شخصيت هر دو نامهنگار روشن مىگردد .
( 2 ) . مقصود از راستگوى مضر ، پيامبر اسلام است .
( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 599 .