انصراف هيئت نمايندگى از مباهله
هيئت نمايندگى با ديدن وضع ياد شده مشورت كردند و به اتفاق آرا تصويب كردند كه هرگز وارد مباهله نشوند و حاضر شدند كه هر سال مبلغى به عنوان « جزيه » بپردازند و در برابر آن ، حكومت اسلامى از جان و مال آنان دفاع كند . پيامبر رضايت خود را اعلام كرد و قرار شد هر سال در برابر پرداخت مبلغ جزئى ، از مزاياى حكومت اسلامى برخوردار گردند . سپس پيامبر فرمود :
عذاب ، سايهء شوم خود را بر سر نمايندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از در ملاعنه و مباهله وارد مىشدند ، صورت انسانى خود را از دست داده ، در آتشى كه در بيابان برافروخته مىشد ، مىسوختند و دامنهء عذاب به سرزمين « نجران » كشيده مىشد .
از عايشه نقل شده است : روز مباهله ، پيامبر اسلام چهار تن همراهان خود را زير عباى مشكى رنگى وارد كرده و اين آيه را تلاوت نمود :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
.
سپس زمخشرى ، به بيان نكات آيهء مباهله پرداخته و در پايان بحث مىنويسد :
سرگذشت مباهله و مفاد اين آيه ، بزرگترين گواه بر فضيلت اصحاب « كساء » بوده و سندى زنده بر حقانيت آيين اسلام است .
صورت صلحنامه
هيئت نمايندگى نجران ، از پيامبر درخواست كردند كه مقدار ماليات سالانهء آنان ، در نامه نوشته شود و نيز امنيت منطقهء « نجران » از طرف پيامبر تضمين گردد . امير
هامش
- نزديكى نقطهاى كه قرار بود مراسم مباهله در آنجا انجام بگيرد ، آمده بودند . ولى پيامبر از منزل با همان چهار نفر حركت كرد ، و در محل مباهله جز اين پنج نفر از مسلمانان كس ديگر نبود . پيامبر وارد محل مباهله شد و عباى خود را از دوش برگرفت و بر روى دو درخت بيابانى كه نزديك يكديگر بودند افكند ، و با همان هيئت پنج نفرى كه از منزل حركت كرده بود زير سايهء عبا قرار گرفتند ، و هيئت نمايندگى نجران را به مباهله دعوت نمود .