تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 864

مساهمون:

ص٨٦٤
برادرم ! به مدينه بازگرد ، زيرا براى حفظ شئون و اوضاع مدينه جز من و تو كسى شايستگى ندارد . تو نمايندهء من در ميان اهل بيت و خويشاوندان من هستى . . . أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى إلّا أنّه لا نبيّ بعدي ؟ آيا خشنود نمىشوى كه بگويم مثل تو نسبت به من ، مثل هارون نسبت به موسى است ، جز اينكه پس از من پيامبرى نيست . همان طورى كه او وصى و جانشين بلافصل موسى بود ، تو نيز جانشين و خليفهء پس از من هستى ؟ « 1 »

ارتش اسلام به سوى تبوك پيش مىرود

رسم و روش پيامبر اسلام اين بود كه هنگام مسافرت براى سركوبى گروهى كه مانع پيشرفت آيين اسلام بودند و يا قصد حمله و تخريب و سوء نيت داشتند ؛ هدف و مقصود را براى سربازان و افسران خويش ، آشكار نمىكرد و سپاه اسلام را از راه فرعى حركت مىداد و دشمن را از عزيمت خود آگاه نمىكرد و كاملا او را غافل‌گير مىساخت . « 2 » ولى در تار و مار ساختن اجتماع روميان كه در مرزهاى شام ، براى حمله به خاك اسلام آماده شده بودند ، از روزى كه بسيج عمومى اعلام گرديد ، هدف و مقصد را روشن ساخت و از اين طريق مىخواست كه مجاهدان از اهميت سفر و سختى راه آگاه شوند و توشهء كافى براى راه بردارند . گذشته از اين ، پيامبر براى نيرومند ساختن ارتش اسلام ، ناچار بود كه از قبيله‌هاى « تميم » ، « غطفان » و « طى » كه در نقاط دور از مدينه زندگى مىكردند ، كمك بگيرد ؛ براى همين منظور نامه‌هايى به سران قبايل نام برده نوشت و نامه‌اى نيز براى « عتاب بن اسيد » فرماندار جوان مكه فرستاد و افراد اين قبايل و جوانان مكه را براى شركت در
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 520 و بحار الانوار ، ج 21 ، ص 207 . براى آگاهى از دلالت حديث بر امامت سيد الاولياء امير مؤمنان ، رجوع كنيد به : همين قلم ، پيشوايى از نظر اسلام ، ص 284 - 251 . ( 2 ) . واقدى ، المغازى ، ج 3 ، ص 990 .