تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 719

مساهمون:

ص٧١٩
يگانه‌اى كه شريك ندارد دعوت مىكنم ، اگر اسلام بياورى سلطنت تو باقى خواهد ماند . « 1 » آخرين قسمت نامه ، حارث را بسيار ناراحت كرد و گفت : هيچ كس نمىتواند ، قدرت را از من سلب كند ، من بايد اين پيامبر نوظهور را دست‌گير كنم . سپس براى ارعاب سفير دستور داد كه لشكر در برابر او سان روند تا نماينده پيامبر قدرت نظامى او را از نزديك ببيند . همچنين براى خودنمايى ، نامه‌اى به قيصر نوشت و او را از تصميم خود ، داير بر دست‌گيرى پيامبر اسلام آگاه ساخت . اتفاقا ، نامه وى موقعى به دست قيصر رسيد كه سفير ديگر پيامبر « دحيه كلبى » در حضور قيصر بود و سلطان روم آيين پيامبر اسلام را بررسى مىكرد . قيصر از تندروى حاكم غسانى ناراحت شد ، در پاسخ نامهء او نوشت : از تصميم خود منصرف شو و در شهر « ايليا » با من ملاقات كن . از طرفى به حكم « النّاس على دين ملوكهم » پاسخ قيصر طرز تفكر حارث را دگرگون ساخت و روش خود را با نماينده پيامبر تغيير داد و به وى خلعت بخشيده و او را رهسپار مدينه ساخت و گفت سلام مرا به پيامبر برسان و بگو من از پيروان واقعى او هستم ، ولى پيامبر به پاسخ ديپلماسى وى وقعى نگذاشت و گفت : در آيندهء نزديك رشته قدرت او از هم خواهد گسست . حارث در سال هشتم هجرت ، يعنى پس از يك سال درگذشت . « 2 »

ششمين سفير در سرزمين يمامه

آخرين سفير پيامبر ، به سرزمين « يمامه » كه ميان نجد و بحرين قرار دارد ، رهسپار گرديد و نامه پيامبر را به امير يمامه « هوذة بن على الحنفي » تسليم كرد .
هامش
( 1 ) . بسم اللّه الرحمن الرحيم من محمد رسول اللّه إلى الحارث بن أبي شمر ، سلام على من اتّبع الهدى آمن به و صدق و إنّي أدعوك أن تؤمن باللّه وحده لا شريك له يبقى ملكك . ( 2 ) . سيره حلبى ، ج 3 ، ص 286 و الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 261 .