تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
پند و اندرز اسقف روحيهء او را تقويت كرد و سفير پيامبر را خواست و نامه‌اى به شرح زير به او نوشت . مرا به زيباترين آيين دعوت كردى من شاعر و سخنران و سخن‌ساز ملت خود هستم و در ميان ملت عرب موقعيتى دارم كه همه از آن حساب مىبرند . من حاضرم از آيين تو پيروى كنم مشروط بر اينكه در برخى از مقامات بزرگ مذهبى [ خلافت و نيابت ] مرا شريك سازى . او به اين مقدار اكتفا نكرد ، بلكه هيئتى را به سرپرستى « مجاعة بن مراره » رهسپار مدينه ساخت ، تا پيام او را به پيامبر برسانند و بگويند : اگر رشته اين زعامت دينى پس از مرگ او در دست او باشد ، او حاضر است اسلام بياورد و او را يارى كند و الّا با او از در جنگ وارد خواهد شد . اين هيئت به حضور پيامبر شرف‌ياب شد و نمايندگان ، ايمان خود را بدون قيد و شرط ابراز كردند و پيامبر در جواب پيام زمامدار يمامه چنين گفت : اگر ايمان او مشروط است ، وى شايستگى حكومت و خلافت را ندارد و خدا مرا از شر او حفظ خواهد كرد . « 1 »

نامه ديگر پيامبر اسلام

نامه‌هايى كه پيامبر براى دعوت اميران و سلاطين و فرمان داران و شخصيت‌هاى مذهبى فرستاده ، بيش از اين‌هاست . هم اكنون دانشمندان متتبع ، صورت 29 نامه از نامه‌هاى دعوتى آن حضرت را در كتاب‌هاى خود نقل كرده‌اند و ما براى رعايت اختصار به همين اندازه اكتفا مىكنيم .

كانون خطر يا دژ آهنين خيبر

روزى كه ستاره فروزان اسلام در سرزمين « مدينه » درخشيد ، ملت يهود بيش از
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 146 و الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 262 .