سر به زير افكند و گفت : اين افكار ، كاملا كودكانه است . « 1 »
اين جريان با ساير مدارك تاريخى وفق نمىدهد ، زيرا پيامبر به سلاطين و زمامداران جهان در سال هفتم هجرت نامه نوشت ؛ در صورتى كه مغيره در جنگ خندق ايمان آورده و در حديبيه در صفوف مسلمانان بود . حتى در محضر پيامبر با نمايندهء قريش « عروة بن مسعود ثقفى » مشاجرهاى دارد كه در حديبيه ، گفته شد و در صورت صحت جريان ، بايد بگوييم « مغيره » در آن جمعيت نبوده است .
در پايان يادآور مىشويم كه « واقدى » « 2 » متن نامه پيامبر را طورى ديگر نقل كرده است و طرز انشاى نامه حاكى است كه اساس صحيحى ندارد ، زيرا در آن نامه ، پيامبر وى را تهديد به جنگ كرده و مىگويد :
خداوند ، به من دستور تبليغ داده و اگر از راه تبليغ دعوت مرا نپذيرفتند ، به من امر كرده كه با كافران بجنگم .
اين مضمون قطعا بىاساس است چرا كه امكانات مسلمانان آن روز اجازه نمىداد كه با مكيان از در جنگ وارد شوند ؛ چه رسد كه به سرزمين مصر و نقطه دور افتاده لشكركشى كنند . از اين گذشته ، چنين سخنى در نخستين دعوت ، با روح بزرگ مرد جهان انسانيت كه بيش از ديگران موقعشناس بود ، هرگز مناسب نيست .
پيك اسلام در سرزمين خاطرهها « حبشه »
سرزمين حبشه در انتهاى آفريقاى شرقى قرار دارد و وسعت خاك آن هيجده هزار كيلومتر مربع و پايتخت فعلى آن شهر « آديسآبابا » است .
شرقيان ، بيش از يك قرن قبل از اسلام با اين سرزمين آشنا شده بودند . اين آشنايى بر اثر حملهء ارتش ايران ، در دوران شهريارى انوشيروان صورت پذيرفت و با مهاجرت مسلمانان از مكه به حبشه تكميل شد .
هامش
( 1 ) . سيره زينى دحلان ، ج 3 ، ص 70 .
( 2 ) . فتوح الشام ، ج 2 ، ص 23 .