تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
پيش گرفته و به مراكز خود ، كه از تيررس محمد دور است ، برمىگردند . پيشنهاد مىكنم در اين مورد فكر كنيد ، اگر احزاب در اين جنگ پيروز نشدند و به مراكز خود بازگشتند ، در اين صورت شما در چنگال قدرت مسلمانان قرار خواهيد گرفت . من تصور مىكنم ، صلاح در اين است كه اكنون كه به احزاب پيوسته‌ايد در اين تصميم باقى بمانيد ، ولى براى اينكه احزاب در ميان جنگ ، شما را تنها نگذارند و به محل خود برنگردند ، چند نفر از اشراف و سران آن‌ها را به عنوان گروگان بگيريد ، تا در روز سختى آنان شما را رها نكرده و كار را به پايان برسانند ، زيرا آنان ناچارند براى نجات شخصيت‌هاى خود ، تا آخرين نفس با محمد نبرد كنند . نظر « نعيم » به اتفاق آرا تصويب شد و او مطمئن شد كه سخن وى در دل آن‌ها كاملا مؤثر افتاد . سپس از دژ آن‌ها بيرون آمد و به اردوگاه احزاب رفت . وى با سران قريش سوابق دوستى داشت ، با آنان نيز تماس گرفت و چنين گفت : « بنى قريظه » از شكستن پيمان خود با محمد ، سخت پشيمانند و اكنون به طريقى مىخواهند آن را جبران كنند . آنان تصميم گرفته‌اند چند نفر از اشراف شما را گروگان بگيرند و تحويل محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم دهند و از اين راه صداقت خود را تثبيت كنند و محمد آن‌ها را بلافاصله بكشد . اين مطلب را قبلا با محمد در ميان گذاشته و به او قول داده‌اند كه بعد از اين او را پشتيبانى كرده و با شما تا آخرين نفس مبارزه كنند و محمد نيز با اين قرارداد موافقت كرده است . بنابراين ، اگر يهود از شما گروگان بخواهند ، مبادا موافقت كنيد ؛ بدانيد كه عاقبت آن خطرناك است . گواه روشن بر اين كار آن‌كه شما فردا از آن‌ها بخواهيد وارد جنگ شوند و از پشت سر به محمد حمله كنند ، خواهيد ديد كه هرگز قبول نخواهند كرد و مطالبى پيش خواهند كشيد . سپس از آنجا به اردوگاه « غطفان » رفت و در آنجا با شيوه مخصوصى سخن را آغاز كرد . وى گفت : شما قبيله غطفان ريشه و اصل من هستيد . گمان نمىكنم مرا در گفتارم متهم كنيد ؛ من با شما سخنى خواهم گفت ، ولى تمنا دارم كه آن را با كسى بازگو