تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
ابن ابى الحديد مىگويد : استاد تاريخ من ( ابو الخير ) هر موقع اين بخش از تاريخ را شرح مىداد ، چنين مىگفت : عمرو در حقيقت از نبرد با على عليه السّلام مىترسيد ، زيرا او در جنگ بدر و احد حاضر بود و دلاوريهاى على عليه السّلام را ديده بود . از اين نظر ، مىخواست على را از نبرد با خود منصرف سازد . على عليه السّلام فرمود : تو غصه مرگ مرا مخور ، من در هر دو حالت ( كشته شوم و يا بكشم ) سعادتمند بوده و جايگاهم بهشت است ، ولى در همهء احوال دوزخ انتظار تو را مىكشد . عمرو لبخندى زد و گفت : على ! اين تقسيم عادلانه نيست ، بهشت و دوزخ هر دو مال تو باشد . در اين هنگام ، على عليه السّلام او را به ياد پيمانى انداخت كه روزى دست در استار كعبه كرده و با خدا عهد بسته بود كه هر قهرمانى در ميدان نبرد سه پيشنهاد كند ، يكى از آن‌ها را بپذيرد . به همين دليل ، على پيشنهاد كرد كه نخست اسلام آورد ، او گفت : على ! از اين بگذر كه ممكن نيست . فرمود : دست از نبرد بردار و محمد را به حال خود واگذار و از معركهء جنگ بيرون رو . گفت : پذيرفتن اين مطلب براى من وسيلهء سرافكندگى است ، فردا شعراى عرب ، زبان به هجو و بدگويى من مىكشانيد و تصور مىكنند كه من از ترس به چنين كارى دست زدم . على فرمود : اكنون حريف تو پياده است ، تو نيز از اسب پياده شو تا با هم نبرد كنيم . وى گفت : على ! اين يك پيشنهاد ناچيزى است كه هرگز تصور نمىكردم ، عربى از من چنين درخواستى بكند . « 1 »

نبرد دو قهرمان آغاز مىگردد

نبرد ميان دو قهرمان به شدت آغاز شد و گرد و غبار اطراف دو قهرمان را فراگرفت و تماشاگران از وضع آنان بىخبر بودند . تنها صداى ضربه‌هاى شمشير كه بر روى آلات دفاعى از سپر و غيره مىخورد ، به گوش آنان مىرسيد . پس از زدوخوردهايى
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 20 ، ص 227 .