تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
جهان را فرا مىگيرد و هيچ سپاهى در برابر او تاب مقاومت نمىآورد . اگر محمد همان پيامبر باشد ، اين سپاه بر او پيروز نخواهد شد . فرزند اخطب بىدرنگ گفت : آن پيامبر از بنى اسرائيل است و محمد از فرزندان اسماعيل مىباشد كه از در حيله و سحر وارد شده و اين گروه را گرد آورده است . او به قدرى در اين باره سخن گفت كه آنان را بر پيمان‌شكنى مصمم ساخت . در اين هنگام ، عهدنامه‌اى را كه ميان آنان و محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم نوشته شده بود ، خواست و آن را در برابر چشم آن‌ها پاره كرد و گفت : كار پايان يافت ، آماده جنگ باشيد . « 1 »

پيامبر از پيمان‌شكنى بنى قريظه آگاه مىگردد

پيامبر گرامى از طريق مأموران زبردست خود از پيمان‌شكنى بنى قريظه ، در اين لحظهء حساس آگاه شد و سخت پريشان و دل آزرده گشت . فورا « سعد بن معاذ » و « سعد بن عباده » را كه از افسران ارشد اسلام و رئيس قبيله اوس و خزرج بودند ، مأمور ساخت كه اطلاعات دقيقى به دست آورند و اگر خيانت آنان حقيقت داشته باشد ؛ پيامبر را با رمز « عضل وقاره » « 2 » آگاه سازند و اگر آنان در پيمان خود استوار باشند ، به طور آشكار مطلب را تكذيب كنند . آنان با دو افسر ديگر به نزديكى دژ « بنى قريظه » آمدند و در اولين برخورد با كعب ، جز فحش و ناسزا به پيامبر و سعد چيز ديگرى نشنيدند . سعد با الهام غيبى گفت : به خدا سوگند سپاه عرب از اين سرزمين مىرود و پيامبر گرامى اين دژ را محاصره مىكند و گردن تو را مىزند ، و قبيله تو را به روز بدى مىنشاند . سپس بلافاصله برگشتند و به رسول خدا گفتند : « عضل وقاره » . پيامبر با صداى بلند گفت : اللّه أكبر أبشروا يا معشر المسلمين بالفتح ؛ خدا بزرگ است ، اى گروه مسلمانان ! بشارت بر شما باد كه پيروزى نزديك است .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 20 ، ص 223 . ( 2 ) . نام دو قبيله‌اى است كه سپاه تبليغى اسلام را به سرزمين خود دعوت نمود ، و سپس آنان را كشتند .