مسلمانان آن روز از نظر خواربار در مضيقه عجيبى قرار داشتند . با اين حال ، از طرف خانوادههاى متمكن به سربازان اسلام كمك مىشد . موقعى كه حفر خندق بر اثر بروز تخته سنگهاى عظيمى دچار اشكال مىشد ، به خود پيامبر متوسل مىشدند و پيامبر با ضربههاى محكمى آنها را در هم مىشكست .
طول خندق ، با توجه به تعداد كارگران به دست مىآيد ، زيرا شماره مسلمانان در آن روز ، بنا به نقل مشهور سه هزار نفر بود « 1 » و قرار شد كه هر ده نفر متصدى حفر چهل ذراع شوند ، در اين صورت طول خندق دوازده هزار زراع است ؛ يعنى نزديك به پنج و نيم كيلومتر خواهد بود و پهناى آن به قدرى بود كه سواران چابك نمىتوانستند با اسب از آن عبور كنند . از همين رو ، بايد ژرفاى آن لااقل پنج متر و پهناى آن نيز پنج متر باشد .
جملهء معروفى از پيامبر دربارهء سلمان
هنگام تقسيم افراد ، مهاجران و انصار درباره سلمان به تشاجر پرداخته ، هر كدام مىگفتند كه سلمان از ماست و بايد همكار ما باشد . پيامبر در اين لحظه با سخن خود نزاع را خاتمه داد و فرمود :
سلمان منّا أهل البيت . « 2 »
پيامبر شب و روز در كنار خندق به سر مىبرد تا كار خندق پايان پذيرد ؛ گروه منافق ، به بهانههاى گوناگونى شانه از كار خالى كرده و گاهى بدون اجازه به منازل خود مىرفتند . اما مردان با ايمان ، با عزمى استوار مشغول كار بودند و در موقع عذر موجه با كسب اجازه از مقام فرماندهى دست از كار كشيده ، با بر طرف ساختن عذر ، دو مرتبه به سوى كار بازمىگشتند . « 3 »
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 220 و واقدى ، المغازى ، ج 2 ، ص 453 .
( 2 ) . واقدى ، المغازى ، ج 2 ، ص 446 و سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 224 .
( 3 ) . اين جريان ، به طور واضح در سورهء « نور » ، ضمن آيههاى 62 و 63 بيان شده است .