گروهى از « بنى وائل » بودند . ضربت محكمى كه يهوديان « بنى النضير » از مسلمانان خوردند و به طور اجبار مدينه را ترك گفته و گروهى از آنان در خيبر مسكن گزيدند ، موجب شد كه نقشهء دقيقى براى براندازى اساس اسلام بريزند ، به راستى آنان نقشه عجيبى كشيدند و مسلمانان را با دستههاى گوناگونى روبهرو ساختند كه در طول تاريخ عرب بىسابقه بود .
در اين نبرد گروههاى بىشمار عرب ، از كمكهاى مالى و اقتصادى يهوديان برخوردار بودند و همه گونه وسايل براى ارتش مخالف فراهم شده بود .
نقشه از اين قرار بود كه سران بنى النضير ، مانند « سلام بن ابى الحقيق » و « حيىّ بن اخطب » در رأس هيئتى وارد مكه شدند و با سران قريش تماس گرفتند و به آنان گفتند :
محمد شما و ما را هدف قرار داده و يهوديان « بنى قينقاع » و « بنى النضير » را مجبور به ترك وطن كرد .
شما گروه قريش برخيزيد و از همپيمانان خود كمك بگيريد و ما نيز هفتصد تن شمشيرزن يهودى « بنى قريظه » در دهانه مدينه داريم كه همهء آنها به يارى شما مىشتابند . يهوديان بنى قريظه ، اگر چه به صورت ظاهر با محمد پيمان دفاعى دارند ، ما آنها را وادار مىكنيم كه پيمان خود را ناديده بگيرند و با شما همراه باشند . « 1 »
لاف و گزاف آنان ، در سران قريش كه از نبرد با مسلمانان خسته و سرخورده شده بودند ، مؤثر افتاد و نقشهء آنها را پسنديدند و اعلام آمادگى كردند ، ولى پيش از اعلام موافقت ، از سران يهود پرسيدند :
شما اهل كتاب و پيرو كتابهاى آسمانى هستيد و شرايع حق و باطل را به خوبى از هم تميز مىدهيد و مىدانيد كه ما با « محمد » اختلافى ، به جز آيين وى كه بر خلاف سنت ما است نداريم . راستى به ما بگوييد : آيين ما بهتر است يا رسم او كه بر اساس يكتاپرستى استوار است ؟
هامش
( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 2 ، ص 441 .