چنين مىگفتند : « و منّا حنظلة غسيل الملائكة ؛ از ما است حنظله كه فرشتگان او را غسل مىدادند . »
ابو سفيان مىگفت : اگر چه آنان در جنگ بدر ، پسرم « حنظله » را كشتند ، من نيز در جنگ احد ، حنظلهء مسلمانان را كشتم .
وضع اين شوهر و عروس شگفتآور است ، زيرا آنان جانبازان راه حق بودند ، ولى پدران عروس و داماد ، از دشمنان سرسخت اسلام به شمار مىرفتند . پدر عروس « عبد اللّه بن ابى سلول » رئيس منافقان مدينه بود و حنظله فرزند « ابى عامر » راهب دوران جاهليت بود كه پس از اسلام ، به مشركان مكه پيوست و « هرقل » را براى كوبيدن حكومت جوان اسلام دعوت كرد . « 1 »
صفآرايى دو لشكر
بامداد روز هفتم شوال سال سوم هجرت ، نيروهاى اسلام در برابر نيروى مهاجم و متجاوز قريش صفآرايى كردند . ارتش توحيد نقطهاى را اردوگاه قرار داد كه از پشت سر به يك مانع و حافظ طبيعى ، يعنى كوه « احد » محدود مىشد و در وسط كوه شكاف و بريدگى خاصى بود كه احتمال مىرفت دشمن ، كوه « احد » را دور زند و از وسط آن شكاف در پشت اردوگاه اسلام ظاهر گردد و از عقب جبهه به مسلمانان حمله كند .
پيامبر اسلام براى دفع اين خطر ، دو دسته تيرانداز را روى تپهاى مستقر ساخت و به فرمانده آنها « عبد اللّه بن جبير » چنين فرمود :
شما با پرتاب كردن تير ، دشمن را برانيد و نگذاريد از پشت سر وارد جبهه شده و ما را غافلگير سازند . ما در نبرد خواه غالب باشيم يا مغلوب ، شما اين نقطه را خالى مگذاريد . « 2 »
هامش
( 1 ) . اسد الغابه ، ج 2 ، ص 59 ؛ بحار الانوار ، ج 20 ، ص 57 .
( 2 ) . انضح عنا الخيل بالنيل لا يأتونا من خلفنا إن كانت لنا أو علينا فاثبت مكانك لا نؤتينّ من قبلك .