خواند ، ولى مضمون آن را به ياران خود نگفت . « 1 »
علامهء مجلسى ، از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند « 2 » كه پيامبر گرامى خط نمىنوشت ، ولى نامه مىخواند . ناگفته پيداست كه رسول خدا هرچه زودتر بايد ياران خود را از نقشه دشمن آگاه سازد . از اين رو ، پس از مراجعت به شهر ، نامه را براى همه خواندند .
حركت ارتش قريش
ارتش قريش حركت كرد و پس از طى مسافتى ، به نقطهاى به نام « ابواء » رسيد كه مادر پيامبر ( آمنه ) در آنجا دفن شده است . جوانان سبك سر قريش اصرار ورزيدند كه قبر مادر پيامبر را بشكافند و جسد او را بيرون بياورند ، ولى دورانديشان آنها ، اين عمل را سخت تقبيح كردند و افزودند كه ممكن است اين كارها بعدها مرسوم شود و دشمنان ما از « بنى بكر » و « بنى خزاعه » قبر مردگان ما را بشكافند .
پيامبر ، شب پنج شنبه پنجم ماه شوال سال سوم هجرت ، براى كسب خبر « انس » و « مونس » فرزندان « فضاله » را بيرون مدينه فرستاد تا او را از اخبار قريش آگاه سازند .
آن دو نفر خبر آوردند كه سپاه قريش نزديك مدينه است و مركبهاى خود را براى چرا در كشتزارهاى مدينه رها كردهاند . « حباب بن منذر » خبر آورد كه پيشروان سپاه قريش به مدينه نزديك شدهاند . عصر پنج شنبه ، پيش روى بيشتر سپاه قريش به سوى مدينه و استقرار آنان در دامنهء كوه احد تأييد شد . مسلمانان بيم آن داشتند كه قريش با حملهء شبانه آسيبى به پيامبر برسانند . از اين رو ، سران اوس و خزرج ، شب را با اسلحه در مسجد به سر مىبردند و خانهء پيامبر و دروازههاى شهر را نگهبانى مىكردند ، تا روز روشن فرا رسد و تكليف آنان از نظر تاكتيك جنگى معين شود .
هامش
( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 203 . گروهى از سيرهنويسان معتقدند كه قاصد ، نامه را موقعى به مدينه رساند كه پيامبر در مسجد بودند و نامه را ابىّ بن كعب براى پيامبر خواند . « ر . ك : واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 204 » با توجه به اينكه در طول تاريخ ديده نشده كه پيامبر گرامى نامهاى بخواند ، نظر واقدى به واقع نزديكتر است .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 20 ، ص 111 . براى تحقيق بيشتر در اين باره ، « ر . ك : جعفر سبحانى ، در مكتب وحى » .