آنان پس از فعاليّتهاى زيادى توانستند دلاورانى از قبيلههاى « كنانه » و « تهامه » گرد آورند و ارتشى چهار هزار نفره براى جنگ آماده سازند . « 1 »
آنچه گفته شد ، شمارهء مردانى بود كه در اين نبرد شركت جسته بودند و اگر زنان را نيز به حساب بياوريم ، رقم مزبور بالاتر مىرود . رسم عرب اين نبود كه زنان را به ميدان نبرد بكشاند ، ولى اين بار زنان بتپرست قريش دوشادوش مردان در اين مبارزه شركت كردند . نقش آنها هم اين بود كه در ميان صفوف ارتش طبل بزنند و با خواندن اشعار و ايراد سخنان تحريكآميز ، مردان را براى گرفتن انتقام وادار سازند و راه فرار را به روى جنگجويان ببندند ، زيرا فرار از نبرد ، توأم با اسير شدن دختران و زنان آنان است و عنصر با شهامت عرب به اين خوارى تن در نمىدهد .
غلامان بسيارى در ارتش قريش با وعدههاى زيادى شركت كرده بودند .
« وحشى بن حرب » حبشى ، غلام « مطعم » بود . وى در به كار بردن « زوبين » فوق العاده ماهر بود . به او نويد داده بودند كه هرگاه يكى از سه شخصيت بزرگ اسلام ( محمد ، على و حمزه ) را بكشد آزاد خواهد شد . به هر حال ، پس از تحمل رنج فراوان ، ارتشى ترتيب دادند كه هفت صد زرهپوش ، سه هزار شتر ، دويست سواره و گروهى پياده نظام در آن شركت كرده بود .
گزارشهاى دستگاه اطلاعاتى پيامبر
عباس ، عموى پيامبر كه يك مسلمان واقعى غير متظاهر به اسلام بود ، پيامبر را از نقشهء جنگى قريش آگاه ساخت . عباس نامهاى به خط و امضا و مهر خود نوشت و آن را به شخصى از قبيله « بنى غفار » سپرد و تعهد گرفت كه آن را در ظرف سه روز به پيامبر برساند . قاصد هنگامى نامه را رساند كه پيامبر در باغهاى خارج شهر به سر مىبرد وى پس از عرض ادب ، نامهء سربسته را به دست حضرت داد . پيامبر نامه را
هامش
( 1 ) . در تعداد سپاهيان قريش ، ميان علماء تفسير و تاريخ ، مانند على بن ابراهيم و شيخ طبرسى در اعلام الورى و ابن هشام اختلاف است ، آنچه در بالا گفته شد قريب به حقيقت مىباشد .