سخت تنبيه كند ، ولى بر اثر اصرار « عبد اللّه ابى » - كه از منافقان مدينه و در ظاهر متظاهر به اسلام بود - از شدت عمل منصرف شد . قرار بر آن شد كه هرچه زودتر با تحويل اسلحه و ثروت ، مدينه را تخليه كنند و زير نظر افسرى به نام « عبادة بن صامت » اين كارها صورت بگيرد . يهودان « قينقاع » به ناچار مدينه را به قصد « وادى القرى » و از آنجا به قصد « اذرعات » كه از نواحى شامات است ، ترك كردند .
با اخراج يهود « بنى قينقاع » وحدت سياسى به مدينه بازگشت . اين بار وحدت سياسى توأم با وحدت مذهبى بود ، زيرا در مدينه جز يك اكثريت قابل ملاحظهاى از مسلمانان كس ديگرى به چشم نمىخورد و اعراب بتپرست و منافقان در برابر اين وحدت فوق العاده ناچيز بودند . « 1 »
گزارشهاى جديدى به مدينه رسيد
معمولا اخبار در محيطهاى كوچك برقآسا منتشر مىشود . از اين رو بيشتر توطئهها ( تجمعات ضد اسلامى در هر منطقهاى كه بود ) فورا از طريق رهگذرهاى بىطرف و يا دوستان بيدار به مركز اسلام مىرسيد . علاوه بر اين ، خود پيامبر در اين قسمت فوق العاده حساس و دقيق بود . از اين رو ، بيشتر توطئهها را در نطفه خفه مىكرد . همين كه گزارش مىرسيد كه قبيلهاى در صدد گردآورى سلاح و سرباز است ، بىدرنگ براى خنثى نمودن هر نوع جنب و جوش دشمن نيرو اعزام مىكرد و يا شخصا برقآسا با نيروى مناسبى منطقهء دشمن را محاصره مىكرد و تمام نقشههاى طرف را خنثى مىكرد . در اينجا به برخى از غزوههايى اشاره مىكنيم كه در سال دوم هجرت رخ داده است :
1 . غزوة الكدر : منطقهء مركزى قبيله بنى سليم را « الكدر » مىگفتند . گزارشى به مدينه رسيد كه قبيلهء مزبور در صدد تهيه سلاح ، براى حمله به مركز اسلام مىباشند . هرگاه
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 177 - 179 و الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 38 - 39 .